Сайт joomix.org
S5 Live Search

 

تلقین برای انجام دادن یا انجام ندادن یک کار

علاوه بر اینکه برای انجام اجباری برخی از کارها می توان تلقین کرد، بلکه برای انجام ندادن برخی از کارها هم می توان تلقیناتی را بیان کرد. سوژه هیپنوتیزم شده ای که به او تلقین می شود که او نمی تواند از روی صندلی که بر روی آن نشسته بلند شود، دیگر نمی تواند از روی آن صندلی در آن زمان بلند شود ، حالا او هر قدر که می خواهد می تواند برای انجام این کار زور بزند یا کوشش کند.

سوژه ای که به او تلقین شده که او نمی تواند اسمش را بیان کند یا بگوید، ممکن است به همین صورت عمل کند. تلقیناتی برای مهار یا محدود کردن برخی از رفتارها به عنوان جزئی از برنامه ی درمانی در برخی از موارد عکس العمل های عادتی مانند متوقف کردن استعمال دخانیات، پرخوری، نوشیدن الکل و یا مهار کردن برخی از عادات بد دیگر ممکن است مورد استفاده قرار بگیرند. در شرایطی که برای مهار یا توقف برخی از عادات تلقیناتی صورت می گیرد، برخی از پیچیدگی های روانی مهمی ممکن است اتفاق بیفتد. به این علت است که تصور می شود که برای انجام هیپنوتیزم درمانی به تحصیلات و مطالعات زیادی احتیاج است که هرگز با تحصیلات ناکافی و طی دوره های آموزشی هیپنوتیزم زیر نظر کسانی که خودشان هم درک، فهم و تجربیات کافی در زمینه هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی را ندارند، حاصل نمی شوند.

هر تلقینی به یک مفهوم، نوعی دخالت یا تهاجم به سیستم دفاعی و روانی یک انسان است و آرامش و تعادل او را بهم می زند. برخی از رفتارها اعم از سازنده و یا غیرسازنده، به هر علت و دلیلی که پدید آمده باشند، نوعی تعادل در وضع حاضر را به وجود آورده اند که تلقینی برای اجرای اجباری یا مهار اجباری آنها می توانند تعادل شکننده انسانی را که در مقابل ما حضور دارد، به هم بزند و زنجیره ای از عکس العمل های پیش بینی نشده را به وجود آورد که عواقب و عوارض آنها از مشکلی که وجود داشته و این تلقینات به خاطر زدودن، درمان یا جانشینی آنها صورت گرفته، بدتر بوده باشند[1].

تبدیل یک سرباز ساده به یک تک تیرانداز ممتاز

در برخی از موارد هیپنوتیزور ممکن است که شرایط انجام کاری را برای فردی راحت تر کند و یا از طریق تلقینی کارائی یا قابلیت او را در انجام کاری افزایش دهد. در طول جنگ جهانی دوم نویسنده [واتکینس] به عنوان یک روان شناس نظامی در ارتش و جبهه های جنگ خدمت می کرد. در یک زمان بر روی یک سرباز ساده، در شرایط خلسه هیپنوتیزمی تلقین کردم که قدرت دید و مهارت هدف گیری او به صورت بسیار بالائی افزایش و بهبودی پیدا می کند . در همان روز ، مهارتها و کارآئی های بسیار بالایی از آن سرباز دیده شد، طوریکه براساس نمرات و طبقه بندی های معمول در ارتش، او عنوان پر ابهت و پر افتخار (EXPERT) را کسب کرد. این معیاری و امتیازی از کارائی بود که پیش از این او هرگز به آن نرسیده بود. این افزایش قابل ملاحظه ــ ولی موقتی ــ در کارائی با هیپنوتیزم مضمونی است که پیش از این هم بارها نشان داده شده است. بنابراین، برای اثبات آن نیازی به تأکید و تکرار نیست. باری، به نظر می آید که لازم باشد پژوهشها و آزمایشهای بیشتری در شرایط جانبی این نوع آزمونها، متن تلقینات آنها، مقایسه متن تلقینات تأثیرگذار متنوع و زمان استمرار آثار تلقینات به عمل بیایند تا به نـتایج و روشـهای بهتر، مؤثرتر و طویل الاثرتری دست یابیم.

در شرایط کنونی اختلافات بسیار زیادی در زمینه تعیین مدت استمرار تلقینات بعد از هیپنوتیزمی وجود دارد. گزارشی در دست است که تلقینی که در شرایط هیپنوز به فردی ارائه داده شده بود، آثار مثبت آن تا 30 سال بعد استمرار و ادامه داشته است.

به این نکته هم بایستی توجه داشت که در برخی از موارد هدف ارائه تلقین، مستقیماً تغییر یک رفتار یا انجام یک عمل است. مثلا: «تو از آن صندلی که بر روی آن نشسته ای بر می خیزی و یک خمیازه
می کشی» . در یک شکل دیگر از تلقین، راجع به ایجاد شرایطی تلقین می شود که در آن رفتار مورد نیاز تحقق پیدا می کند.

مثلا اگر بگوئیم: «عضلات بدن تو احساس خستگی می کند.» سوژه ممکن است از صندلی خود برخیزد، به عضلات بدنش کشش بدهد و خمیازه ای هم بکشد.

تأثیرگذاری بر نگرش یا طرز تلقی دیگران

تلقینات هیپنوتیزمی گاهی با این نیت یا قصد به فردی یا افرادی ارائه می شوند که نگرش یا طرز تلقی آنان را که پایه و بنیان رفتارهای آنهاست، تعدیل یا تغییر دهد، نه اینکه تنها به صورت سطحی و ظاهری رفتار آنها تحول پیدا کند. بنابراین، هدف این نوع تلقینات پیدایش انواعی از تغییر یا تحول در روحیه یا اخلاق آنان است. مثلا در زمانی که به یک بیمار بستری بد حال در بیمارستان گفته می شود که: «در روزهای آینده، این احساس و امید در تو به وجود می آید که به زودی درمان می شوی، بنابراین، از این لحظه این نگرش را نسبت به پزشکت پیدا می کنی که کاملا در زمینۀ تشخیص و درمان تو آگاه است و تبحر لازم را دارد.»

این تلقینات این هدف را دنبال می کند که نگرش و طرز تلقی بیمار نسبت به پزشک و بیمارستان تغییر و تعالی پیدا کند و به عنوان یک بیمار، همکاری بیشتر و بهتری با کادر درمانی داشته باشد.

نه تنها این موضوع امکانپذیر است که به فردی این موضوع القاء شود که خیلی بیشتر در زمان مطالعه بر روی مطالب خوانده شده تمرکز نشان دهد، بلکه می توان طوری و تا اندازه ای در وی انگیزه به وجود آورد، که این اهداف ارتقای سطح آموزشی به صورت خیلی بهتری صورت بگیرند. گاهی هم این امکان وجود دارد که با تلقینات مناسب، ذهن فرد را به صورتی برنامه ریزی کرد که او در دلیل و منطق پردازی بر روی زمینه های مهمتری به صورت گزینشی، انتخابی و یکسویه عمل کند.

در جریان جنگ کره، در زندانهای کره شمالی با چنین رفتارهائی در سربازان اسیر دشمن، برنامه های به اصطلاح مغزشوئی، را انجام
می دادند. به این معنی که افراد زندانی پس از مدتی استقرار در سلولهای انفرادی که در شرایط عدم دسترسی به هر نوع اطلاعاتی، عطش بسیار شدیدی در آنان برای خواندن هر نوع کتاب و مجله و شنیدن هر نوع خبر و برنامه های رادیوئی و احیاناً تلویزیونی پدید آمده بود، تنها مطالبی را به صورت انتخابی و به شکل دیداری و شنیداری در اختیار آنان می گذاشتند که به اصطلاح ضد امپریالیستی و به نفع کمونیستها بوده باشند.

در سالهای بعد از 1950 [میلادی] در بوداپست، حکومت کمونیستی همین برنامه را برای «کاردینال مایندزنتی[2]» مورد استفاده قرار داد. به این ترتیب که از طریق مغزشوئی هیپنوتیزمی، به او القا شده بود که به کناره گیری از کلیسا و انکار آنچه که پیش از آن به آنها معتقد و وفادار بود بپردازد و در یک محاکمه صحنه ای یا نمایشی به اعتراف و متهم کردن خودش و بی اعتبار ساختن عقایدش در مقابل دوربینهای تلویزیونی که حزب کمونیست مقدمات و تشریفات آنرا فراهم کرده بود، بپردازد. بنابراین، همانطور که از تلقینات هیپنوتیزمی می توان برای نیات خیرخواهانه و شفابخش استفاده کرد. از فشارهای هیپنوتیزمی هم می توان برای اهداف بدخواهانه بهره گرفت.

تغییر دادن ادراکات

از آنجا که برخی از رفتارها را می توان با هدایت و سخن خوش و بدون هیپنوتیزم به صورتی ساده و معمولی هم تغییر داد و یا گفته
می شود که تغییرات رفتاری حاصل شده در شرایط هیپنوز موضوعاتی بوده اند که تغییر آنها در اساس هم به نفع بیمار بوده و یا از سوی ، دیگر فردهیپنوتیزم شده برای خوشحال کردن هیپنوتیزور نقش بازی کرده بود، برخی این تغییرات حاصل شده بر اثر هیپنوتیزم درمانی را جدی و مهم تلقی نکرده اند، بنابراین، گاهی لازم می شود که با تلقینات هیپنوتیزمی اختلالات یا تغییرات شدیدی را در ادراک سوژه به وجود آورد که نه تنها در برخی از موارد وحشتناک و اضطراب آور هستند، بلکه به سادگی شکاک ترین و دیر باورترین افراد نسبت به حقانیت و اصالت هیپنوز را هم به قبول واقعی بودن، قدرت و کارایی آن معترف یا مجبور می سازند.

با ارزش ترین و مفیدترین انواع تلقین که در تغییر ادراک تأثیر
می گذارند، آنهایی هستند که برای مقابله با درد ارائه می شوند. این موضوع برای ناظران عامی بسیار شگفت انگیز است که ببینند یا بشنوند که هیپنوتیزم درمانگری می گوید: «زمانی که من تا پنج می شمارم، توکاملا هشیار و آگاه می شوی و تو دیگر دردی را در سرت احساس نخواهی کرد.»

سر دردی که مدتها تو را ناراحت می کرد.» و پس از لحظاتی بیمار لبخندی می زند و به هیپنوتراپیست می گوید که: «اون دیگر مرا ناراحت نمی کند.» آیا در این شرایط درد کاملا متوقف شده و یا بیمار این حرفها را برای خوشنود کردن هیپنوتیزم درمانگر بیان می کند؟



1 - استرس و استرس زا به عوامل و شرایطی اطلاق می شود که وضعیت عادی موجود زنده یا سیستم موجود را به هم بزند و آنها را مجبور، وادار و یا تشویق کند که با شرایط جدید و متفاوتی تطابق پیدا کند. « مترجم »

[2] - CARDINAL MINDZENTY

 


با تشکر و سپاس از همراهی شما با وبسایت هیپنوتیزم ایران
همیشه با مطالب جدید در انتظار شما هستیم
من دکتر جمالیان هستم
و بازدید از کارنامه کاری اینجانب که حاصل سالها تحقیق و فعالیت اینجانب در زمینه هیپنوتیزم و روان درمانی می باشد باعث خرسندی است.

برای مشاهده می توانید از منوی وبسایت قسمت معرفی استفاده نمایید.

Jasmine Rose Profile

دکتر رضا جمالیان

با سلام در وبسایت هیپنوتیزم ایران تلاش بر بهبود و ارائه دستاورد های و تجربیات اینجانب در زمینه هیپنوتیزم درمانی و علوم مرتبط شده است.
امیدوارم همیشه همراه ما باشید.
 
создание веб сайтов в Коростене