صفحه اصلی

هیپنوتیزم ایران

نگاهی عارفانه به فیزیولوژی و پاراسایکولژی مغز انسان و عملکردهای آن

گردآوریِ : دکتر رضا جمالیان

نگاهی عارفانه به فیزیولوژی و پاراسایکولژی مغز انسان و عملکردهای آن

[ در پاسخگوئی به علاقه و درخواست خوانندگان ]

فروید بر این باور بود که در انسانهای اولیه و پیش از اینکه نیمکره های مغزی گسترش و بسط پیدا کنند و مانند سرپوشی ساختارهای قدیمی مغز را بپوشانند و سرکوب کنند ، انسانهای قدیمی احتمالاً از طریق امواج تله پاتیک می توانستند با یکدیگر تماس برقرار کنند . مضمون وجود امواج ارتباطی بین موجودات زنده موضوعی شناخته شده است . حتی موجودات زندۀ اولیه مانند مورچه ها ، زنبورهای عسل ، موریانه ها ، انبوه ماهی هائی که در شرایط خطر به شکل گلوله ای در می آیند ، حرکات اکروباتیک پرنده هائی مانند سارها در آسمان و ... همه و همه نشانۀ وجود یک سیستم مخابره ای سریع و پیشرفته در بین آنهاست . ساختارهای قدیمی مغز مانند هیپوتالاموس و ساقۀ مغز احتمالاً منشاء و زادگاه قابلیتها و استعدادهای روحی است ، ولی در شرایط کنونی این تشکیلات علاوه بر اینکه با گسترش قشرِ مغز سرکوب و محبوس شده  اند ، مغز دائماً زیر بار انبوه سیگنالهای صدها هزار جریان عصبی و تجزیه و تحلیل دائمی آنها قرار گرفته است و قدرت و امکانی برای بروز و ارائه استعدادهای خارق العاده ی خود ندارد . به باور عرفا و صوفیان ، برای رسیدن به شور ، حال و عشق ، باید عقل یا مدیریت نیمکره های مغزی را رها ، حذف و یا لااقل مهار کرد . از قدیم عارفان ، صوفیان و دانایانی که قصد ارتباط با قدرتهای خارق العاده و پوشیده روان آدمی را داشته و داشته اند ، برای ارتباط با آگاهیهای برتر و قدرتهای خارق العاده ای مانند پیشگوئی ، آینده نگری ، تله پاتی ، دورنگری و یا به باور خودشان ارتباط با نیروهای کیهانی ، در آغاز با گوشه گیری و استقرار در فضاهای بسیار خلوت ، ساکت ، کم نور و دور افتاده ، درمیان دشتها یا در میان کوهها یا کوهپایه ها با روشهائی مانند مدی تیشن یا سیرو سلوک عارفانه و صوفیانه ، ادراکات دریافتی حسی پنجگانه یا اهرمهای جدید مغزی را به یک حداقل می رساندند و در نتیجه ساختارهای قدیمی مغز را که تنها اندکی از قدرتهای آن تله پاتی ، ادراکات خارج از حسی ( ادراک بدون آلات حس ESP ) است ، فعال می کردند و به دریافتهای خارق العاده ای دست پیدا می کردند که در متون صوفیانه مانند تذکره الاولیاء عطار و نفحات الانس جامی تنها به برخی از آنها اشاره شده است . به باور آنها ، آنان دراین شرایط با رجعت به باطن خویش ، به قدرتها و قابلیتهای درونی ، فطری ، غریزی و خدادادی خویش دسترسی پیدا می کردند . 

ادامه مطلب...

 

رفتارهایی بزرگوارانه از گذشت و بی اعتنایی به شهرت و ثروت

غمنامه ای از : دکتر رضا جمالیان

رفتارهایی بزرگوارانه از گذشت و بی اعتنایی به

شهرت و ثروت

دکتر محمد معین                     و               دکتر سید جعفر شهیدی

داستان تدوین و تکمیلِ فرهنگ شش جلدی معین ، حکایت اعجاب آوری از چگونگی به پایان و به انجام رسیدنِ یک فرهنگِ لغت است که مؤلف بی همتای آن در لغت و ادب فارسی در نیمۀ راه در جریان یک آزمایش پزشکی به حالت اغماء فرو رفت و با وجود انجام نهایت اقدامات درمانی ، در نهایت پس از اغمایی طولانی یکی از درخشان ترین ستاره ها یا در حقیقت خورشید لغت و زبان فارسی خاموش شد . در اینجا به 2 نکته اشاره می شود که یکی از آنها به نوعی مرتبط با خلسه و هیپنوتیزم است و دیگری نشانه هایی از اوج بزرگواری و عدم توجه به حقارتهای انسانی در زمینۀی کسبِ شهرت و ثروتِ فراوان ، در ارتباط با حرمت گذاشتن به یک همکار و عزیز از دست رفته است .

1 ـ در گزارشهای مربوط به سالیان طولانی اغمای دکتر معین ، بارها شنیده و خوانده ام که او در سالیان پایانی حیات ، در زمانِ شنیدن مطالبی که برای او بار عاطفی داشتند ، چند قطره ای اشک از چشمانش جاری می شد . همینطور ، در سالهای اخیر بسیار خوانده و شنیده ایم که انسانها حتی در بیهوشی جراحی سخنانی را که در کنار آنان گفته می شوند ، هم به خوبی می شنوند و هم به صورت تغییر در برخی از اعمال بدن ، به آنها جواب می دهند ، موضوعی که بارها مقالاتی در نشریۀ پزشکی امروز در این زمینه منتشر شده و به همت آقای دکتر حسابی استاد جراحی عمومی ، در بیمارستان مدائن همایشی هم دراین راستا برگزار گردید و هم در اولین کنگره ی متخصصان پزشکی قانونی که در تهران برگزار گردید ، دو مقاله دراین زمینه توسط دو دکتر جمالیان [ دکتر مجمد جمالیان متخصص پزشکی قانونی و دکتر رضا جمالیان متخصص داخلی  ارائه شدند !

اگر در آن زمان ما این آگاهی را نداشتیم ، درشرایط کنونی این موضوع را می دانیم که دراین مدتِ طولانی اغماء یا کمای استاد ، این امکان به سادگی و با حوصله وجود داشت که بصورت غیرکلامی و مثلاً با طرح پرسشهایی که او درجواب با حرکت و لرزشی در یکی از انگشتانش ایجاد می کرد ، به اصطلاح با روش شناخته شدۀ ایدئوموتور با وی تماس بگیریم و با هر لحظه تماس با این گنج دانش ، یک مشت مـروارید و الماس به گنجینه ی فرهنگ ملی اضافه کنیم ... روشی کم و بیش شبیه با چگونگی ارتباط هاوکینس ـ نابغۀ فیزیک نظری با جهانیان ... 

ادامه مطلب...

 

آرزوی رسیدن به خلسه های خیلی عمیق

نگارشِ : دکتر رضا جمالیان

آرزوی رسیدن به خلسه های خیلی عمیق

در سال 1971 برای اولین بار شرمن به مطالعۀ دقیقتر سوژه هایی پرداخت که آنان در شرایط خلسه های بسیار عمیق هیپـنوتیزمی قرار گرفته بودند . خلسه هایی خیلی عمیقتر از آنچه که معمولاً در جریان اقدامات درمانی با هیپنوتیزم پدید می آیند . سوژه ها پس از استقرار در این شرایط ، تجربیات مبهم زمان خلسه ی عمیق خود را به این صورت بیان می کردند :

*  احساس همه چیز بودن

*  احساس یکی شدن یا وحدت با همه چیز

*  از دست دادن آگاهی از هویت خویش [ فنا ؟]

*  عدم قدرتِ درک « خود » خودّیت و منیّت

*  فقدانِ تمام افکار و تصاویر ذهنی

*  ...

همانگونه که شرمن دربارۀ این سوژه ها اظهار می دارد : « این افراد از نهایت مرزهای هرگونه طرح شناختی که آنان را به عنوان یک انسان و یک هویت مشخص معرفی می کنند ، گـذر و عبـور کـرده و دیگر هیچـگونه جـدائی را بین خـود و دیـگران ، بین خود و محیـط اطراف را نمی شناسند و درک نمی کنند . گویی آنان از این مقولات هم گذر کرده اند . آنچه که دراین وضعیت برای آنان باقی می ماند ، یک آگاهی ناب  واحد و غیرقابل تجزیه و تمایز است . آگاهی از این « وجودِ خالص و ناب » است که از طریق آن سالک یا عارف خود را یکسان و همانند با همه چیز در کائنات در می یابد .

یک چنین حالتی به نظر می آید که شبیه به حالت « ساتوری » بوده باشد که رسیـدن به آن هدف سالکان و عـارفــانی است که در طریـقت « ذِن مدی تیشن » یا [ سیر و سلوک عارفانه به روایت عارفان یا سالکان شرق آسیا ] طی طریق و سلوک می کنند و برای اولین بار واتس به معرفی و تشریح علمی آن پرداخت . درساتوری این هدف وجود دارد که عارف به قیمت از دست دادنِ هویت فردی خویش [ فنا ] ، با پیوند و یکی شدن با کائنات ، به بقای ابدی دست پیدا کند .

رسیدن به چنین حالتی از عمق خلسه بسیار بسیار به ندرت دستیافتنی است و تنها افراد نادری که دارای استعداد یا قابلیت هیپنوتیزم پذیری بسیار بالایی هستند ، پس از یک جریان خسته کننده و طولانی از القای خلسه و عمیقتر شدنِ استادانه و ماهرانه ، ممکن است به آن برسند . ما ، معمولاً در جریان کاربرد هیپنوتیزم درمانی هرگز به این حالات برخورد نمی کنیم . آنچه که در بالا ارائه شدند ، قسمتهایی از کتاب روشهای هیپنوتیزم درمانی تألیف جان واتکینس پرزیدنت سابق انجمن بین المللی هیپـنوتیزم تجربی و بـالیـنی [ISCEH ] است که امیـد فـراوانی می رود که در اوایل تابستان بسیار داغ 1394 ، با ترجمۀ اینجانب از سوی موسسه ی انتشارات اطلاعات چاپ و منتشر شود . او درکتاب بالا اعلام می دارد : « در هیچ شرایطی از تجربیات اینجانب [ واتکینس ] ، هرگز با بیماری مواجه نشده ام که او حتی در درجات بسیار عمیق خلسه ، به مرز یا محدوده قطع ارتباطِ کلامی با من برسد . » 

ادامه مطلب...