صفحه اصلی ماجراهای رکورد شکنیِ در انتشار یک کتاب هیپنوتیزم

ماجراهای رکورد شکنیِ در انتشار یک کتاب هیپنوتیزم

ماجراهای رکورد شکنیِ در انتشار یک کتاب هیپنوتیزم

اگر منِ ضعیف خیلی مستند این مطالب را که می خواهم برای شما بنگارم مستند سازی نکنم ، حتماً و هرگز شما باور نمی کنید !

درسال 1384 کتابی در بیشتر از 900 صفحه با نام راهنمای تلقینات و استعارات هیپنوتیزمی از سوی پژوهشکدۀ پردازش هوشمند علایم در 1000 نسخه و به قیمت هر جلد 12000 تومان توسط انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران منتشر شد که در پایین این صفحه عیناً فتوکپی روی جلد آن از نظر گرامی شما می گذرد . این کتاب در ترجمه مملو از غلط و حتی عناوین آن پر از غلط است که برای اثبات مطالبی که بیان می دارم ، لازم می دانم که فتوکپی روی جلد کتاب اصلی را هم بعد از این در اختیار شما بگذارم . شماره های چاپ شده شاید این اغلاط زیاد را بهتر نشان دهد .

 

 

شماره 1 ـ بجای واژۀ HAND BOOK در کتاب اصلی ، در ترجمه [ راهنمای ] آورده شده که غلط است و صحیح آن کتاب دستی است .

شماره 2 ـ عنوان کلی کتاب تلقینات و استعارات هیپنوتیزمی نوشته شده است که صحیح آن تلقینات هیپنوتیزمی و استعاره ها است  زیرا استعارات هیپنوتیزمی وجود و معنی ندارد .

شماره های 3 و 4 ـ گرد آوری و تدوین دکتر کوریدون هاموند دارای چند غلط است ، زیرا این کتاب فقط توسط کوریدون هاموند ویرایش شده است . کتابهایی از این دست در مراکز علمی با راهنمایی ادیتور توسط کتابدارها و منشی های دوره دیـده مطابق تیتـر کتـاب

[ تلقینات و استعاره ها ] مطالب آن از منابع جهانی جمع آوری شده و حتی برای فصل بندی کتاب هم همان کتابدارها و منشی های حرفه ای این کار را انجام داده و کوریدون هاموند احتمالاً فقط مقدماتی بر فصول اضافه می کند .

عنوان دکتر کوریدون هاموند هم غلط بزرگی است ، زیرا تیتر دکتر درمتون علمی وتوسط کسانی که به مقدمات ترجمه و تدوین کتاب آشنایی دارند فقط برای پزشکان مورد استفاده قرار می گیرد و برای کوریدون هاموند که دارای درجـۀ تخصصی Ph.D. است ، از عنوان Ph.D. استفاده شده و بجای جمله پرغلط : گرد آوری و تدوین دکتر کوریدون هاموند ، بایستی از جملۀ ویرایش د . کوریدون هاموند Ph.D. استفاده کرد .

5 ـ عنوان یا جملۀ کتاب درسی انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکا کاملاً غلط است و گویا برای گول زدن و جلب ناروای خوانندگان به کار برده شده است . با مراجعه به پشت جلد کتابِ اصلی است که معلوم می شود درستِ آن جمله هایی این چنین است : کتابی از انتشارات انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکا .

6 ـ پژوهشکدۀ پردازش هوشمند علائم به عنوان مالکیت این کتاب حق بیشتری دارد ، ولی معلوم نیست :

4 ـ عنوانِ انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران بر روی جلد کتاب دیگران در این میان چه صیغه ایست ؟

اغلاط موجود در صفحه 3 و یا صفحۀ داخلی کتاب

5 ـ برای اینکه درجه و عیار 100 درصدی صحتِ نوشتۀ ما تقلیل پیدا نکند ، عیناً به فتوکپی این صفحه که بر بالای آن جمله ای که قبلاً نشان دادیم مملو از غلط است : یعنی راهنمای تلقینات هیپنوتیزمی نوشته شده ، توجه بفرمایید :

7 ـ تألیف کریدون هاموند با توجه به تکرار این اسم کوریدون هاموند صحیح است .

10 ـ ترجمۀ پژوهشکدۀ پردازش ... نادرست است ، زیرا پژوهشکده که نمی تواند ترجمه کند ، بلکه مثلاً هیات علمی یا مترجمین پژوهشکده ... صحیح است .

9 ـ پژوهشکده پردازش هوشمند ... معرفی نشده و صحیح بود که در قالب یک یا چند جمله ماهیت این مؤسسه فرهنگی هنری و نیت خیر واحد انتشارات آن در زمینه ترجمۀ کتابی نامناسب و در شرایطی نامناسب تر که چندین اگر و اما دارد ، چیست ؟

معنی ویراستار : این حقیر با وجود اندک بضاعت ادبی و عربی ، تمام کتابهایی را که ترجمه می کنم ، برای تصحیح ادبی و عبارت پردازی معمولاً با هزینه زیاد به فردی که با تحصیلات در زمینه ادبیات فارسی مورد اعتماد است ، می سپارم . از اینکه همکار گرامی آقای دکتر علی شریفی که نوشته های ایشان به شهادت مقدمه هایی که بر کتابهای ابواب جمعی خودشان نوشته اند دارای اغلاط ادبی و انشایی زیادی است ، چگونه به فرضِ وجود استعدادهای درخشان ، ایشان تشویق شده اند که خود را در تمام رشته ها استاد بدانند ؟ قبلاً هم ما این روحیه را در چارلی چاپلین دیده بودیم که هم نمایشنامه نویس و سناریو نویس ، هم کارگردان ، هم تهیه کننده ، هم سازندۀ آهنگ ، هم هنـرپیشه و ... بـود بعنوان تذکر مقدمـه هایی که من بعنـوان کسب فیـض از ایـشان جمع آوری کرده ام ، با عنـوان جامع المقدمات [ مجموعۀ مقدمه ها ] استاد شریفی آنچنان مورد توجه ، وجد و سرور خوانندگانش قرار گرفته که  امیدوارم با اجازه وی و با مقدمه ای که خودشان بر جامع المقدمات خودشان می نویسند ، روزی هم این اثر نفیس و شادی آفرین به زیور چاپ هم آراسته شود .

در فرهنگِ کامل 5 جلدی انگلیسی به فارسی ، برای واژۀ PRESIDENT که آقای دکتر شریفی برای مقام خودشان به کار برده ، این معانی نوشته شده است :

(1) رئیس ، رئیس جمهور ، رئیس دانشگاه ، سرپرست (2) ارشد درمقام ، رئیس ، شخصِ درجه اول و مافوق

بنظر شما ، و با دقت در تصویر ایشان ، کدامیک از معانی پرزیدنت برای شأن و شخصیت ایشان مناسب تر است ؟ ایشان در پیام بالا ، در اشاره بخودشان از ضمیر [ ما ] استفاده کرده اند .

8 ـ سرپرست گروه مترجمین ـ نه یکی از مترجمین ـ برای دوست عزیز ما از عجایب حوزه نشر و چاپ است ، زیرا در یک کنگره که من هم حضور داشتم ، ایشان چند سطر خیرمقدم صفحۀ بالا را نتوانسته بود لااقل به زبان انگلیسی حفظ کنند ، آنهم حالا خود را سرپرست گروه مترجمین اعلام می کند که با توجه به فتوکپی نامهای این عزیزان ـ یعنی گروه مترجمین ـ ، من مطمئن هستم که او با انگلیسی ناچیزی که مثل این حقیر دارند ، انگشت کوچکه آنها یعنی جمعی استاد ، دانشیار ، استادیار و ... هستند ، نمی شوند . قبل از ارائه فهرست هیأت محترم گروه مترجمین ، برای اینکه بیشتر با روحیات و آرزوهای دوست بزرگوار ، آقای دکتر شریفی خودش در یکی از نشریات انجمن بخودش لقب پرزیدنت داده که برای ضبط در تاریخ و عبرت دیگران و به کوری چشم کسانیکه نمی توانند آرزوها و آمال قلبی ایشان را تحمل کنند ، تصویرِ عین آن صفحه را بنظر گرامی شما رساندم و آرزو می کنم خدا همۀ ما را به راه راست هدایت کنند .

در صفحۀ شناسنامه کتاب ، در دو جا همکار دانشمند و ادیب ما به عنوان ویراستاری ، خودش براین مهم هم در بالا و هم در میان صفحه تأکید کرده . ولی مشخص نکرده چرا یک کتاب باید یک گروهان مترجم داشته باشد .

9 ـ در صفحۀ 6 ، در چنـد سطر تمام مقامات ، مـدارج و سمتهای صاحب امتـیازی ، مجری گری ، ناشری و حتی حروفچینی و صفحه آرایی به پژوهشگاه توسعۀ فناوری های پیشرفتۀ خواجه نصیرالدین طوسی نسبت داده شده که این وضعیت با هویت کتاب در چاپ اول  متفاوت است .

برای محکم کاری هم در آخرین سطر تأکید شده .

کلیه حقوق اعم از چاپ ، تکثیر ، نسخه برداری و اقتباس برای پژوهشکده پردازش هوشمند علایم محفوظ است .

درحالیکه افراد ذبل تر و زرنگ تری چاپهای دوم و سوم این کتاب را به نام خود چاپ کرده اند !  بدون مراعات حقوق یک شخصیت حقوقی که بصورت حیرت انگیزی تغییرکرد .

با توجه به مطلب تحقیقی تأسف انگیزی که تحت عنوان طنز آمیز یک کتاب عظیم الجثه و مجهول الهویه در سایت WWW.HYPNOSIRAN.COM نوشته ام ، یک آقایی در یک کتاب بسیار حجیم که به من رسیده و تصاویر آن در آن مطلب سایت من آمده بود ، ضمن چاپ قسمتهایی از این کتاب ، متن ترجمه قسمتهایی از کتاب القای خلسه و تلقین را هم به نام تألیف خودش ذکر کرده بود ، در حالیکه متعلق به اشپیگل بود که اگر در هرکجای دنیا بود ، چه غوغایی به پا می شد ، ولی افشاگری من در آن مورد دروغ و چند دروغ دیگر باعث نشد که در حوزۀ محبوبیت آن عزیزِ مدرس آب از آب تکان بخورد حافظ شیراز در چند صد سال پیش چه خوش گفته :

تو عمر خواه وصبوری ، اگر که مانی چند

هزار طرفه تر از این فلک برانگیزد

نه تـنها دراین کتاب ، بلکه در چند جلد کتاب دیگر هم که با رانـت انجمن و به عنوان کتابهای درسی انجمن چاپ شده اند ، انبوهی از غلط های انشائی ، املائی و علمی بچشم می خورند . تصور بفرمائید در شرایطی که این کتابها با عنوان کتـابهای درسی یا آموزشی انجمن به دانـشجویان فروخته شود ، چه معرکۀ بدآموزی و غلط آمـوزی پدید می آید .

این در شرایطی که بر حسب عادت ، آقای پرزیدنت برهمۀ کتابها مقدمه های شیوایی نگاشته و از نثر و متن شیوای مترجم دانشمند کلی تعریف و تمجید کرده است .

 

ملوک الطوایفی و جدال بر روی کتابی

که در چاپ سوم تنها در 110 نسخه تجدید چاپ شده

یک رکورد بزرگ برای گی نس !

با ارائه تصویر روی جلد چاپ سوم که در حقیقت همان روی جلد سابق برای متنی است که یک کلمه یا یک ذره با چاپهای قبلی تفاوت نکرده ، برای اینکه شما مطالبی را قبول کنید که نه قبلاً چنین چیزهای  مهمی را دیده یا شنیده و یا از پیران و ریش سفیدان قوم و قبیله ای شنیده اید ، در اینجا بنظر گرامی شما عزیزان ، می رسانم .

در اینجا همان اغلاط فاحش [ راهنمای ] بجای کتاب درسی ، استعارات هیپنوتیزمی بجای تلقینات هیپنوتیزمی ، گردآوری و تدوین بجای ویرایش و لقب دکتر شدن بجای Ph.D. بودن و کتابی از انتشارات انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکا با این غلط عمدی و هدفمند کتاب درسی ! انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکا و حضور اعجاب برانگیز آرم انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران در آخر کار در زاویۀ جنوب غربی روی جلد، دو آرم پرشکوه هم بر زوایای شمال شرقی و شمال غربی آن بچشم می خورند که در زاویه شمال شرقی ، در زیر یک آرم ستارۀ 5 ضلع این عبارات پرشکوه به چشم می خورند : پژوهشگاه توسعه فناوری های پیشرفته خواجه نصیرالدین طوسی [ رحمت الله علیه ]

در زاویۀ شمال غربی روی جلد آرم و عباراتی وجود دارد که صادقانه با اینکه یکی دو سال پیش چشمان زحمتکش خود را در بیمارستان نور زیر نظر همکار عزیزی عمل کرده و لنز VIP گران قیمت تر از سایر لنزهای موجود در انبار یا گنجینۀ این بیمارستان عظیم و بسیار مرتب را با لنز کدر شده چشمانم تعویض کردم ، قادر به خواندن آن نیستم . ولی بکمک یک ذره بین دستی به اندازه یک پیش دستی بزحمت هم این مطالب برای این ضعیف همچنان لایقره باقی ماند ، تازه این گونه بنظر می آید که درخارج دایره آن ، مطالب ریز ریزی نوشته شده که مانند متون طلسمها و تعویذات ابهت آمیز و وحشت انگیز هستند و یا برای این پیر ضعیف در آستانۀ 83 سالگی ، این چنین پر رمز و راز بنظر می آید . بر اساس قیاس ، بایستی آرم یا لوگوی صاحب قبلی این اثر نفیس بوده باشد .

باور کنیم که براساس قوانین ایران و بسیاری از کشورها

* انجام هر نوع درمانی ـ از جمله هیپنوتیزم درمانی ـ فقط توسط کسانی مجاز است که از دانشگاه معتبری ـ به قضاوت وزارت علوم ـ دانشنامۀ دکترا گرفته و پس از آن در سازمان نظام پزشکی ایران هم نامنویسی کرده و شمارۀ نظام پزشکی گرفته باشند .

* خارج از ردۀ پزشکی ـ هیچ گروهی و به استناد گذراندن هیچ دوره ای نمی توانند درهیچ شرایطی هر نوع درمانی از جمله هیپنوتیزم درمانی را انجام دهند .

* انجام هر اقدام درمانی از جمله هیپنوتیزم درمانی برای خارج از ردۀ پزشکی با دادگاه و زندان همراه خواهد بود .

صفحۀ داخل جلد

همانطور که در تصویر برداری از صفحۀ داخل جلد مشاهده می فرمائید ، با وجود تغییر صاحب و مدیریتِ کتاب ، هنوز انبوه غلطها وجود دارند ، از جمله :

* راهنمای به جای کتاب دستی

* تلقینات و استعارات هیپنوتیزمی که درست آن تلقینات هیپنوتیزمی و استعاره ها می باشد .

* تألیف [ در جمله تألیف : کریدون هاموند ] که با تصحیح چند غلط ، درست آن می شود : ویرایش کوریدون هاموند .

* بجای ترجمه : پژوهشکده ... ، ترجمۀ مدرسان انجمن ...

صفحۀ شناسنامۀ چاپ سوم

برای اینکه خوانندگان محترم بهتر به عمق تغییرات پی ببرند ، تصویر آن صفحۀ عجیب هم در صفحۀ بعد از نظر گرامی شما می گذرد .

در سطر اول که با راهنمای تلقینات و استعارات هیپنوتیزمی / مولف [ کریدون هاموند ]  چند غلط بزرگ و در ادامه گروه مترجمان ، مدرسان انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران ، ویراستار و سرپرست گروه مترجمین علی شریفی و تهران مؤسسۀ فرهنگی ... خواجه نصیر . 1384 مجموعه ای از عبارات نادرست مثلا گروه مترجمان ــ چه لیست بلندی که در قسمتهای بعدی بنظر گرامی می رسد که حدس می زنم چند نفرشان از اتهام شرکت در گروه مترجمین معاف و مبرا هستند و همینطور تمام آن افراد که حتی درکتاب بخشی بنام آنها تخصیص داده شده ، حتماً در این ماجرا شرکت نداشته اند ، ویراستار و سرپرست گروه مترجمان ــ به این معنی که فردی با آن سابقۀ بضاعتِ ناچیز در ادبیات فارسی و زبان انگلیسی و از همه مهمتر فقدانِ مقام دانشگاهی ... بر کار کسانی مانند جنابان آقایان ــ دکتر منافی ، دکتر احمدی ابهری ، دکتر ظهیرالدین ، دکتر کاظم علوی ، خانم دکتر مهوش آگاه ، دکتر محمدرضا سرگلزایی ، دکتر مهدی فتحی ، دکتر یوسف سمنانی و بالاخره خانم دکتر رازجویان یک جسارت و بی ادبی بزرگ است که توهم خود بزرگ بینی پاتولژیک را مطرح می سازند . چطور ممکن است با آشنایی ناچیز و اندک ــ بر ادبیات و نثر فارسی و بدون بورد تخصصی و حداقل مقام دانشگاهی خود را در ویرایش بر بزرگانی مانند دکتر سیدعلی احمدی ابهری استادِ کرسی روانپزشکی دانشگاه تهران که سابقۀ درخشانی هم در زمینۀ تسلط بر ادبیات فارسی و عربی دارند ، ادعای سرپرستی و ریاست تصور کند و آیا او این بزرگان فرهنگ و علم ایران را مانند سربازانی تلقی نمی کند که خود سرگروهبان آنها شده باشد . البته تعداد معدودی از این بزرگان بعلت جلب جیفه دنیوی خود را در پناه ایشان به علت سخاوت زیادی که به ابواب جمعی مودب و سربراه کیسۀ خلیقه دارند ، قرار می گیرند .

تف به این دنیای دون و افسانه فردوسی و حافظ که این پیر خرابات اخیر ، چشم به وظیفه ای داشت که اگر برسد ... در نیمه راه این صفحه ، با وجود تغییرات بزرگ ، هنوز در این طوفان بنیان کن در مدیریتها و نهادها ، هنوز عزیزی ، رئیسی ، پرزیدنتی مقام شامخ ویراستاری خود را حفظ کرده اند .

آموزش صحیح هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی

* در آمریکا و لابد در سایر کشورها ، کسانیکه مایل  به فراگیری هیپنوتیزم بالینی هستند ، 3 جلد کتابی که انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکا تألیف کرده ، خریداری و آنرا درخانه مطالعه می کنند . هر زمان 3 جلد کتاب فوق را ــ که هر 3 ترجمه شده و موجودند ــ خوب یاد گرفتند و یک امتحان کتبی را با موفقیت گذراندند ...

* در یک محدودۀ 2 روزه یا 5/2 روزه تمام تکنیکهای هیپنوتیزم عملی را زیر نظر تعدادی از بهترین استادان یاد می گیرند .

* بنابر این هیچ یک از کلاسها و دوره هایی که در شرایط کنونی در ایران معمول هستند سابقه و اعتبار ندارند . گواهی معتبر و مورد قبول وزارت بهداری ، یک دروغ بزرگ است .

در نیمه پائینی صفحه پیش ، رقابت یا جدال بسیار سخت و نفس گیری در مقایسه با شناسنامه چاپ اول مشاهده می شود ــ هر چند این دو چاپ در محتوا کمترین تفاوتی با هم ندارند ، از جمله در صاحب امتیازی ، مجری گری ، ناشری ، حروف چینی و حتی چاپ و صحافی بین این دو پژوهشکده و پژوهشگاه به چشم می خورند . با تیراژ یا شمارگان یکصد و ده نسخه ای [ 110 نسخه ! ] که رکورد بی نظیری در اهمیت کتاب و اعتبار ناشران و بقیۀ دست اندرکاران را نـشان می دهد ، فقط باعث خجالت بخاطر وضعیت کتـاب ، آن گـروهی که بیشتر آنها یا لااقل عده ای از آنها بی گناه در این افتضاح مطبوعاتی شرکت داشته و یا شریک این شکست شده اند .

محصول مشترک دو مؤسسه عالیقدر ، یعنی پژوهشکدۀ واحد انتشارات موسسه فرهنگی هنری پژوهشکده پردازش هوشمند علائم و واحد انتشارات موسسه فرهنگی هنری پژوهشگاه توسعه فناوری های پیشرفتۀ خواجه نصیرالدین طوسی ، صادقانه دلم به حال خواجۀ بزرگوار ، نصیرالدین طوسی می سوزد که با نام و آبروی او ، چه کارهایی می کنند و نمی کنند ...

کسانیکه مایل به کسب اطلاعات بیشتری هستند ، لطفاً با تلفن : 77561318 تماس بگیرند

در حالیکه انبوه کتابهایی که بصورت آزاد و بدون حمایت یا رانت فرد یا مؤسسه ای در حوزه هیپنوتیزم که به چاپ رسیده اند ، در چاپهای اول تیراژ یا شمارگان آبرومندانۀ 5000 و 3000 را داشته و تا نزدیک چاپ دهم هم ـ با تیراژ آبرومندانه ـ  به چاپ رسیده اند .

چگونه این اثر به علت خطاها و اشتباهات در انتخاب نامناسب و بی موقع کتاب و عوامل متعدد در آماده سازی این اثر که می توانست بسیار نفیس بوده باشد ، چنین دچار جوانمرگی و آبروی ریزی برای کسانی شد که عرض خود بردند و باعث زحمت دیگران شدند .

علت این شکست بزرگ

1 ـ کسی که این کتاب را انتخاب کرده و برای اعتبار دادن به آن به دروغهایی حتی درعنوان روی جلد متوسل شده است . این کتاب برای شرایطی ممکن است مفید و مددکار باشد که اولاً اکثریت هیپنوتیزم دوستان در ایران قبلاً بر مقدمات القای خلسۀ هیپنوتیزمی والفبای هیپنوتیزم درمانی مسلط یا لااقل آشنا شده باشند . در مقام مقایسه تصور بفرمائید برای گروهی که می خواهند هوا نوردی را یاد بگیرند و هنوز آنها پرواز با گلایدر را یاد نگرفته باشند ، کتاب عظیم و سنگینی در زمینه پرواز با هواپیماهای عظیم و پهن بال بوئینگ ، سوخو و ... ترجمه وتهیه شود و انتظار داشته باشند مورد استفاده و توجه آن نوآموزان قرار بگیرد .

2 ـ مترجم کسی است که بر هر دو زبان کتابی که به زبان اصلی نوشته شده و زبانی که به آن ترجمه می شود مسلط بوده باشد ــ دراین مورد بر زبان انگلیسی و فارسی ــ کاملاً مسلط بوده باشد و از آن مهمتر بر موضوع کتاب ــ یعنی تسلط بر مفاهیم هیپنوتیزم هم مسلط باشد . اینجانب صادقانه اگر معتقد باشیم تمام این عزیزان بر زبان انگلیسی تسلط کافی را دارد ، لااقل در یک مورد ــ یعنی دوست عزیز و بزرگواری ــ مطمئن هستم درحدودی که بتواند دو یا سه سطر در جمعی به زبان انگلیسی حرف بزند ــ بدون اینکه انتظار صرف و نحو صحیح یا گرامر زبان انگلیسی باشد ، ندارد . و متأسفانه مسئولیتهای زیادی را دراین راستا بر عهده گرفته است .

3 ـ هنوز حتی یک گروه کوچک در ایران وجود ندارند که بر جامعیت هیپنوتیزم تسلط کافی داشته باشند و کتابهای متعددی که دراین زمینه با تیراژهای بالاو تجدید چاپهای مکرر منتشر می شوند . دلیل این مدعاست در راستای هیپنوتیزم آموزی ...

4 ـ در ادعای داشتن توان کافی برای چاپ این کتاب سنگین و عظیم ، خوب بود گروهی که اینکار را کردند ، برای انجام این کار بزرگ ، با نصیحت شیخ اجل سعدی : [ برای کار بزرگ مرد کار دیده فرصت که ...  ]

5 ـ امیدوارم با این شکست ها و آبروریزیها برای دو موسسه معظم و آبرومند ، همۀ ما به خودمان برگردیم و در عالم توهم ، عربده های رستم یا سهراب بودن نکشیم و به بضاعت تحصیلی خود قانع باشیم . خودمان را برتر از دیگران و پرزیدنت آنها ندانیم ، بلکه خدمتگزار آنها بدانیم آقای دکتر علی شریفی مثل مدیران شکست خورده در سایر کشورها بایستی علل تمام شکستها در حوزه چاپ و انتشار بی موقع و فروش ناچیز این کتاب را بعهده بگیرد و در جامعه هیپنوتیزم و هیپنوتیزم دوستان ایران خود را یک سرباز نه یک سردار یا پرزیدنت بداند ، هر چند امیدواریم در جبهه های دیگر یک سردار موفق بشوند .

اگر تمام همکاران عزیزی که نامشان در بالا به عنوان مترجمین کتابی که در بیشتر از 10 سال در انجمن فقط 1000 نسخه از آن فروش رفته و این بزرگواران به علت انتخاب نامناسب یک کتاب جانبی سنگین که بعلت عدم استقبال جامعۀ پزشکی ایران در چاپ سوم با تیراژ عجیب و رکورد شکن 110 نسخه احتمالاً رکورد شکست را در تجدید چاپ بدست آورده ، در مسیر مناسبی و زیر نظر شخصیت آگاهی در ترجمۀ کتاب کار کرده بودند ، هرگز دراین افتضاح تاریخی شریک نمی شدند . از آن گذشته ، مگر این کتاب را تنها یک مترجم ورزیده نمی توانست ترجمه کند ؟