صفحه اصلی اخبار و گزارشهایی از سرزمینهای جن زده

اخبار و گزارشهایی از سرزمینهای جن زده

گزارش : دکتر رضا جمالیان

اخبار و گزارشهایی از سرزمینهای جن زده

همانطور که در گزارشهای آماری از بینندگان این سایت بنظر شما رسیده ، درحدود 50 درصد از آنان در درون این کهن مرز و بوم ، 35 درصد از آنان تنها از ایرانیان یا فارسی زبانان ایالات متحدۀ آمریکا و درحدود 15 درصد بقیه از کشورهای پیشرفتۀ اروپا می باشند. در تمام این کشورها از جمله ایران ، دسترسی به ترجمۀ کتابهای هیپنوتیزم و یا اصل کتابها با سهولت نسبی مقدور است ، ولی شاید تمام آنها ـ از جمله در ایران ـ آن گونه که مقالات تحقیقی و طنز گونۀ این سایت که بصورت مصور هم تقدیم خوانندگان گرامی می شود ـ از جمله مقالۀ مربوط به پریان در ارتباط با عروس گنجعلی خان و مقاله حاضر در ارتباط با صدام حسین که نهایت خرافه پرستی و بی خردی او را نشان می دهد ، به مقالاتی در زمینه فرا روان شناسی و فرهنگ عامه ایران دسترس نداشته باشند ، این مطلب هدیه ای از این ضعیفِ رنجور است که در 18/11/1314 در اراک متولد شده و جدیداً دوران بعد از 80 سالگی را ـ لنگ لنگان ـ طی می کند و مثل گذشته در راستای معرفی و تجلیل از تمام محتویات فرهنگی این دیار می کوشد .

آیا این آتش سوزیها کار جنیان است ؟

ایجاد آتش سوزیهای متعدد و مکرر در یک روستای مصر

در روز دوشنبه 4/11/94 بصورت برنامه های مکرر و به شکل تصویر برداری شده ، از جمله به قول یک خبرنگار سابقه دار ـ گزارشها و شهادتهای گروهی از افراد یک روستای مصری را دیدم و شنیدم که از پیدایش آتش سوزیهای مکرر و متعدد در خانه ها و اماکن عمومی آن روستا سخن می گفتند .

به علت اهمیت موضوع ، از سوی ( بی بی سی ) آقای مهرداد فرهمند که خبرنگاری با سابقه است ، به این روستا اعزام شد و او از قول ساکنان ده ، این مطالب را شنیده و ضبط کرده بود :

ــ آتش سوزی ها از یک نقطه شروع نمی شوند که به جاهای دیگر منتشر شوند ، بلکه بدون اینکه دلیلی مانند اتصال الکتریکی و یا وجود مواد منفجره درکار باشد ، خود به خود در نقاط متعددی آتش سوزی هائی پیدا می شوند که خاموش کردن آنها بسیار مشکل است .

ــ دهها خانه تا بحال در این منطقه به این ترتیب سوخته و نابود شده است .

ــ از مؤسسات آتـش نـشانی و امـدادهای شهری کمـک خواسته شده و آنها بـارها به کمکِ اهـالی آمده اند ، ولی علتِ به ظاهـر ناشناخته آتش سوزی ها را پیدا نکرده اند .

ــ از ادارات پلیس هم کمک خواسته شده ، ولی آنها با وجود مشاهدۀ آتش سوزیهای مکرر از نزدیک ، علت پیدایش آنها را پیدا نکرده اند .

ــ از آنجا که برخی از موارد آتش سوزیها پس از خواندن تکبیر و یا آیات قرآنی خاموش شده یا کاهش پیدا کرده ، از مدرسۀ الازهر که بزرگترین مرکز مذهبی برادران سنی درجهان است ، استمداد خواسته شده و آنها گروهی از کارشناسان را به محل اعزام کرده اند ، ولی ضمن مشاهده و تایید جریان پیدایش و گسترش آتش سوزیهای بدون علت یا دلیلی ، مقامات الازهر به نمایندگان خود اکیداً دستور داده اند که ازهر گونه اظهار نظری دراین مورد کوتاهی کنند .

ــ افراد روستا که از لحاظ داشتن انبوه افراد تحصیل کرده به عنوان روستای نمونه درمصر شناخته شده ، شبها ساکنان ده از ترس بصورت گروهی دریک اتاق می خوابند ... به علت بهم خوردن نظم زندگی ، بچه ها هم دیگر به مدرسه نمی روند .

اهالی ده برای توضیح جریان به چنین نظریه پردازیهائی پرداخته اند :

ــ جائی که بدون حضور مواد آتش زا و گاه در در و دیوارهائی که بصورت معمول قابل اشتعال نیستند ، آتش سوزی پیدا شود ، غیر از اجنه چه کسی می تواند مسبب آتش سوزیها بوده باشد ؟

ــ شاید سگ با گربه ای را آتش زده باشند که دراساس آن سگ یا گربه جن بوده که درهیبت سگ یا گربه ظاهر شده بوده است .

ــ شایـد عملیات درمـانی برای بیماران روانی و درجریان خروج ارواح و اجنه از بدن ، جن هائی را که مسئول این کارها بـوده اند ، آنها را آزار داده اند و آنها به فکر انتقام جوئی از ساکنان ده افتاده اند .

علییۀ الجنیۀ ، جن گیر و آینده نگر صدام حسین

مدتها بود که دندانپزشک همسایه یا مجاور مطب خودم را در حال تنظیم خاطرات خود از دورانی می دیدم که درحدود 100 سال اخیر خانوادۀ آنها ساکن عراق بودند و در جریان جنگی که بین عراق و ایران پیدا شد ، هزاران یا صدها هزار انسانهایی که با سابقۀ چند نسل پیش ایرانی و در سطوح بالای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بالا درعراق زندگی می کردند ، از عراق بصورت وحشیانه و بسیار خطرناکی از معابر کوهستانی کردستان با چند شبانه روز پیاده روی ـ از جمله کودکان و پیران ـ اخراج کرده بودند . این همسایه و همکار گرامی آقای دکتر هانی خرمشاهی است که دندانپزشکی برجسته است و چند سال پیش خواهرش ـ خانم دکتر هنا خرمشاهی متخصص وجراح بیماریهای زنان و زایمان هم در ساختمان پزشکی ما خدمت می کرد که در شرایط کنونی در اهواز به کار پزشکی خود ادامه می دهد .

زمانی که مادر 9 ساله این همکاران گرامی مورد توجۀ پدر 17 سالۀ آنها قرار گرفت ، به زودی این ازدواج سر می گیرد و چون عروس بچه سال هنوز آمادگی اداره زندگی خانوادگی را نداشته ، پدر برای تحصیل به لندن می رود و در مدت 4 سال مدرک بسیار معتبر مهندسی عمران را از دانشگاه لندن به دست می آورد و پس از مراجعت به بغداد ، با استخدام در شهرداری بـه آبادی و آبـادانی بغداد [ بغ + داد یا شهر خدا داد ] می پردازد .

عروس آنقدر کم سن بوده که داماد از لندن برای او عروسک و شکلات آورده ، ولی بعد از 50 یا 60 سال ، هنوز به این پرسش کلیدی او از داماد که : [ هیچ معلومه در آن 4 سال در انگلیس چه کارهایی کرده ای ] پس از صدها و هزارها بار تکرار ، جواب قانع کننده ای داده نشده است :

اشاره ای به کتاب زقاق 56

زقاق 56 نام خیابانی اعیان نشین در بغداد است که این خانواده در ویلایی مجلل ، خاطرات دوران کودکی خود را در آن گذرانده اند .

پس از شروع جنگ و اجبار سازمان امنیت یا اطلاعات عراق که همه ـ از جمله خانواده های دو ملیتی ـ باید بین عضویت در حزب بعث و اخراج از عراق یکی را انتخاب کنند ، مادر خانواده که کودکانی نوجوان داشته و برای پسران او پس از اجبار در آموزش تعالیم نظامی دبستانی احتمال اعزام به جبهۀ جنگ در مقابل ایران برای آنان وجود داشت ، دچار وحشت و بحران روحی شدیدی می شود ، بهترین راهی که بخاطرش می رسد ، مراجعه به علیۀ الجنیه را می بیند . البته او مثل سایر خانمهای طبقات مرفه برای چاره جوئی در مسایل خانوادگی ، چند جن گیر و طالع بین را دراختیار داشته است .

دیدار از علیه الجنیه

در تردید به اینکه آیا امروز می تواند این خانم جن گیر را که گرفتن قرار ملاقات با او بسیار سخت بوده ملاقات کند و در تردید به اصالت کارهای رده های پائین تر جن گیران در بغداد ، پیش خودش فکر می کند که « این دیگر فال گیر صدام حسینه ، دفعه پیش خودم دیدم چند مأمور او را سوار یک بنز مشکی کردن و بردن »

بقیه جریان را عیناً براساس فتوکپی و تایپ از مطالب صفحات 312 ، 313 و 314  که صفحات پایانی کتاب هستند ، بنظر شما می رسانیم :

ساعت نه صبح از چند کوچۀ باریک و تو درتو رد می شود . خود را پشت خانۀ علیه الجنیۀ ( علیه جنّی ) می رساند . خانه کوچک و قدیمی است وارد حیاط می شود . حوضی کوچک و سیمانی در وسط آن خودنمایی می کند . سمت چپ حیاط دو اتـاقک  است که وارد یکی شان می شود . چند نفر جلوتر از او نشسته اند . زمان می گذرد بالاخره وارد اتاق دومی می شود . در و دیوار آن سیاه است و دود زیادی آن را پر کرده و بوی تند بخور و سیگار در فضای آن پیچیده و زنی ریزه میزه با قدی حدود یک متر روی تختی در گوشۀ اتاق نشسته و سر تا پای او را ورانداز می کند . تنش می لرزد فال او را می خواند : « دلتنگ دو تا بچه ای ، از تو دورن به زودی اونها رو می بینی . مسافرت داری ، خیلی دور ، وای چه مسیر سختی . دزد می بینم ، گشنگی و تشنگی . مواظب باش ! قایم شو ، تو رو نبرن ؟! به شوهرت بچسب ، سرده ، خیلی سرد . استخون هام یخ زد پتو بیارید یخ زدم . »

دختر جوانی به سرعت می آید و پتویی روی شانه اش می اندازد . نفسی می گیرد ، تن علیه الجنیه تکان شدیدی می خـورد . مردمکش بالا می رود ، زور می زند . درهوا کلمات نامفهومی بر زبان می آورد . خود را جمع و جور می کند و ادامه می دهد : « خونه ت داره آتیش می گیره برس به دادش . دو نفر می بینم یکی قد بلند ، یکی کوتاه تر با پوستی روشن . تو رو بیرون می کنن . چه سرنـوشت سیـاهی ! دار و نـدارت می سوزه . سوختم آب بیارید ، آب باید وضو بگیرم . »

دخترک آفتابه و لگنی می آورد . علیه الجنیه وضو می گیرد ، نماز می خواند و راز و نیاز می کند . بعد از مدتی ، صورتش را بر می گرداند و به زن می گوید : « هنوز اینجا نشستی ؟ همه چیزت از بین رفت . دور و برت زنجیر می بینم ، اسیر می شی ، مریض می شی ، مسافر داری ، ازت دور می شه . بذار بره ، زودتر باید بره . راه دوری می ری . خیلی می ری . به کشور دیگه ای می رسی . بیست سال ، سی سال می مونی . عزیزی از دست می دی . دوباره بر می گردی . خونه ت ویرون می شه ، خشک می شه ، ولی دوباره سبز می شه . درختی بزرگ می بینم . »

می پرسد : « کجا می رم ؟ کدوم کشور ؟ کجا می مونم ؟ »

علیه الجنیه به دم و دستکش نگاه و بعد سیگاری روشن می کند . با انگشتان کوچک سیگار را به لبش می چسباند . لپ هایش فرو می رود ، پکی می کشد و بعد دود را بیرون می دهد و می گوید : « نمی دونم ، نمی تونم بگم ، می ترسم زبونم رو از حلقم بیرون بیارن . »

التماس می کند . علیه الجنیه می گوید : « این رو که گفتم زود از اینجا برو . » بعد اشاره می کند بیاید کنارش روی تخت بنشیند . نزدیک تر می رود ، قلبش می کوبد . علیه الجنیه  در گوشش می گوید : « به فرانسه می ری و در پاریس ساکن می شی . »

بطور خلاصه ، آنچه که علییه الجنیه پیش بینی کرده بود ، کم و بیش با توجه به متن کتاب تحقق پیدا کرده بود . فقط جمـلۀ « بـه فرانسه می روی و در پاریس ساکن می شی » ظاهراً نادرست به نظر می آید ، ولی اگر تــوجه کرده بــاشید که آنها پس از ورود به ایــران ، به خیابان فرانسه می رسند و در کوچۀ پاریس مستقر می شوند ، این موضوع بسیار شگفت انگیز است .

در سخنان مبهم و دو پهلوی جن گیران و آینده نگران همیشه مطالب گنگی وجود دارند که مانند فال حافظ ، هرکسی آنرا مطابق تصورات خودش تعبیر می کند . درحالیکه براساس مطالب فوق ، نشان داده می شود که این خانم مانند صدام حسین تا حدودی به سخنان علیه الجنیه اعتقاد یا باور داشته ، معلوم نیست چرا موضوعی را که بیشتر از 50 سال او را ناراحت می کرد ، یعنی « هیچ معلوم نیست که او در 4 سال اقامت در انگلستان چه کارهایی کرده» از علیه الجنیه اطلاعات موثقی کسب کند . مثل اینکه این مسئله بسیار مهم ، در زمانی که این بانوی گرامی در بحران برگشت به آشیانۀ اصلی بوده ، درخاطرش نبوده تا از علیه الجنیه بپرسد .

عاقبت ویلای بسیار زیبای خانوادۀ خرمشاهی

* پس از دستگیری افراد خانواده ، چند ماشین لندکروز سازمان امنیت عراق به این خانه می آیند و تمام اموال آن از جمله چند کارتن عتیقه و کریستال را پس از دعوا و هفت تیر کشی ، بین خودشان تقسیم می کنند .

* فردای آنروز ، تمام وسایل خانه ـ حتی آلبوم عکس های خصوصی و خانوادگی ـ حراج می شوند و برخی از این آلبوم ها از سوپر مارکت عبدالمحسنی در خیابان کورنیش سر در می آورد .

* از این ویـلای مجلل که دهها سال یک خـانواده صلح طلب زندگی می کرده اند ، مدتی نیروهای استخبارات به عنوان شکنجه گاه استفاده می کنند .

* پس از مدتی یکی از سران نیروهای معاند خلق با خانواده اش زندگی می کند ، ولی یک شب آنها با وحشت از مشاهدۀ چند مار ، از این خانه می گریزند .

* ماجرای اقامت درخانه و فرار بعلت مشاهدۀ مارها ، چند بار تکرار می شود .

* دوباره این خانه به مقر نیروهای امنیتی تبدیل می شود و در روزهای بمباران هولناک بغداد ، چند شب هم صدام حسین با گارد ویژه خودش دراین ویلا زندگی می کنند ، چون این ناحیه به علت مجاورت با ضریع جوادین در کاظمین ، از بمباران مصون بوده ،

* عاقبتِ وحشتناک سایر ساکنان زفاق 56 را درکتاب زفاق 56 را می توانید از انتشارات سورۀ مهر

تهران : خیابان حافظ ، خیابان رشت پلاک 23 تلفن : 61942

 

سامانۀ پیامک 3005319 و یا مرکز پخش با پنج خط 66460993  فکس : 66469951  دریافت کنید .