صفحه اصلی تحقیقات فرا روان شناسانه در احوال پریان ، جنیان و دیوان ایران

تحقیقات فرا روان شناسانه در احوال پریان ، جنیان و دیوان ایران

نگارش : دکتر رضا جمالیان

تحقیقات فرا روان شناسانه در احوال پریان ، جنیان و دیوان ایران

یک حادثۀ تاریخی در ارتباط با پریان

یکی از نعمات سالمندی ، داشتن فرصت زیاد برای مطالعۀ کتابهای تاریخی است و این روزها اینجانب در ضمن مطالعۀ آثار جالب و جذّاب استاد فقید تاریخ در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران ـ محمد ابراهیم باستانی پاریزی ـ درکتاب 541 صفحه ای ایشان با عنوان گنجعلیخان که در تیراژ حسادت برانگیز چاپ دوم در 6000 نسخه ، آنهم پس از چاپ اول با تیراژ 5000 نسخه که توسط انتشارات اساطیر ، چاپ و منتشر شده است ، به یک مورد گزارش آشنائی پسر گنجعلیخان با یک پری واقعی ، ازدواج با آن پری و عواقب وحشتناک این ازدواج برخورد کردم که اینک به شرح آن می پردازم :

از گنجعلیخان حاکم کرمان و مناطق وسیعی از استانهای مجاور و قسمتی از افغانستان ـ محدوده ای به اندازۀ وسعت کشور فرانسه ـ آثار تاریخی زیادی به جای مانده که قسمت اعظم میراث فرهنگی کرمان را تشکیل می دهند . از آنجا که تمام مقالات و مطالب این سایت بایستی مستند باشند ، تصویری از گنجعلی خان ، تصویری از فرزندش علیمردان خان ـ که هنوز باغ او و بازار علیمردان خان در کابل و بسیاری از دیگر آثار او در هند وجود دارند را دراختیار شما می گذاریم . و متأسفیم که تا این لحظه نتوانستیم تصویری از همان پری جادویی ـ یکی از همسران علیمردان خان را در اختیار شما بگذاریم ، ولی تصاویری از بستگان آن پری را که شباهت زیادی با خود عروس گنجعلیخان دارند، در این مقاله آورده ایم . لزوماً به اطلاع شما می رسانیم که بنا بر تحقیقات استاد باستانی پاریزی ، آب انبار عظیم و 40 پله ای گنجعلی خان درکرمان ، از بناهای علیمردان خان فرزند ناخلف گنجعلی خان است که برای اطلاع از این مضمون ، به اصل کتاب مراجعه بفرمائید . برای زینت صفحه بندی مطلب ، از چند تصویر پریان به نقل از تصاویر بسیار زیادی که در اینترنت از آنان وجود دارند ، استفاده کرده ایم .

علیمردانخان گنجعلیان

« آب پری  » در مازندران

روستاها ، محلات و اماکن متعددی به نام پریان در مازندران وجود دارند که در مقالۀ دیگری شرح آن از نظر گرامی شما می گذرند .

در نزدیکی شهر تاریخی رویان ، در مسیری بسیار با صفا آبشاری وجود دارد که گفته شده در برخی از نیمه شبهای مهتاب ، 7 پری و به روایت دیگر 5 پری برای آب تنی به این آبشار وارد می شوند . در تصاویر زیادی که از این آبشار گرفته شده ، برخی از افراد سایه های محو در عکسها را ، تصاویری از این پریان می انگارند . برای بررسی بیشتر ، به پژوهشهای پری شناسانه و تحقیقات میدانی بیشتری نیاز هست . 

ماجراهای عشق و ازدواج علیمردان خان با یک پری واقعی

در صفحات 472 تا 479 کتاب گنجعلی خان ، به نقل از آقای رشتیا محقق افغانی مطالب مفصلی دراین باره نوشته شده که بدون تغییر و لطمه زدن به متن ، یک شکل خلاصه شدۀ آنرا از نظر گرامی شما می گذرانیم . آنها که فرصت و همت بیشتری دارند ، می توانند به متن اصلی کتاب مراجعه کنند . اصل این مقاله پیش از این در مجلۀ تاریخی ـ تحقیقی کابل هم چاپ شده است . بپردازیم به اصل ماجرا :

« یک شب علیمردان خان در باغ پدرش که از فرط لطافت و طراوت نمونۀ باغ بهشت بود ، گردش می کرد که از دور انبوهی یا بقول پژوهشگر افغانی : یک خیل [ گروه ، دسته ] دختران پری وشی را مشاهده کرد که میان حوض یا استخر باغ مشغول شنا یا آب تنی بودند ... او در پشت درختی پنهان شد و به ادامۀ تماشا پرداخت ... از میانه دختران ، یکی بقدری مقبول و دلفریب بود که علیمردان خان بمجرد دیدنِ او ، یک دل نه ، بلکه صد دل عاشق او شد .

دختران پس از شنا و پوشیدن لباس ، معلق زده و مانند کبوتران سفیدی به هوا پرواز کردند و ناپدید شدند علیمردان خان مدتی مبهوت و بیقرار دراین حالت مانده بود تا اینکه یکی از ملازمین که از غیبت او مشوش شده بود ، او را پیدا کرد و به او خبر داد که پدرش درکاخ در انتظار اوست .

 

علیمردان خان در حالیکه از آتش عشق می سوخت و بسیار افسرده بود ، به حرمسرا برگشت . هر قدر پدر ، مادر و اطرافیان کوشش کردند ، نتوانستند به علت ناراحتی او پی ببرند . او شب و روز در آتش دوری آن پری سفید پوش می سوخت ...

بالاخره مردی دانا و خوش بیان ، باب صحبت را با علیمردان خان باز کرد و درنهایت به رمز اصلی قضیه پی برد ... بالاخره تصمیم گرفتند که با پیدا کردن زیباترین و طناز ترین دختر ناحیه و برقراری مراسم نامزدی ، رنج امیر زاده را کاهش دهند .

پس از آنکه مشخصات قیافه و اندام آن پری را مشخص کردند ، تمام خانه های اشراف را جستجو ، بلکه به قول نویسنده ، ریگ شو کردند ، ولی اثری از او نیافتند ، تا اینکه دختر مهوشی را با اوصاف مطلوبه و مشروحه در خانه پیرزنی یافتند ...

زمانیکه جمعی از زنان حرم به خانۀ پیرزن رفتند ، واقعاً دختری را شبیه به تصویر خیالی آن پری یافتند ، واضح است که بزودی مراسم عقد و ازدواج آنها صورت گرفت ...

پس از مدتی بعد از ازدواج ، به تدریج آثار ضعف و ناتوانی در اندام رستم صولت امیر زاده پدید آمد، تا در نهایت از شدت ضعف اسیر بستر شد ... بالاخره یکی از دانایان قوم که به دیدار علیمردان خان آمده بود ، حدس زد که او با موجودی غیر از یک انسان ـ بلکه با یک پری ازدواج کرده است. از آنجا که پریان به آب و نوشیدن شبانۀ آب احتیاج زیادی دارند ، به امیرزاده آموزش دادند که برای یک شب تمام منابع و مخازن آب در خانه را پنهان کند و یا از بین ببرد و خود با بریدن انگشت و پاشیدن نمک بر آن ، سعی کند تمام شب را بیدار بماند ، ولی به خواب بودن تظاهر یا تجاهل کند . در نیمۀ شب ، آن بانو یا همان پری به علت تشنگی از خواب بیدار شد ، ولی هر چه درخانه گردید ، اثری و نشانه ای از آب نیافت چند بار با پیچ و خمهایی به بستر آمد و از آن خارج شد ، ولی درنهایت در یک واقعۀ وحشتناک و بی نظیر ، علیمردان خان مشاهده کرد که کم کم قسمت فوقانی بدن آن خانم دراز و درازتر شد و نه تنها به پنجره رسید ، بلکه از آنهم گذر کرد و به سمت پائین رفت تا به چشمه یا نهر جاری رسید و صدای نوشیدن آب توسط او بگوش امیرزاده رسید .

علیمردان خان با وجود شجاعت زیادی که داشت ، از ترس نزدیک بود زهرۀ او آب شود ... بالاخره صبح شد و او جریان را به همان مرد دانای مشاور خود گفت ... مشاور به علیمردان خان گفت که اگر پری بفهمد او از این راز آگاه شده ، به اشاره ای او را خواهد کشت . بنا براین امشب را بصورت عادی بخوابد ، ولی از خدمتکاران بخواهد برای 24 ساعت آینده تنور خانه را با هیزمهای خشک بسیار بسیار گرم و سوزان بسازند ... فردا صبح علیمردان خان پری را به عنوان مشاهدۀ یک چیز بسیار عجیب ، به نزدیک تنور برد ، و دریک لحظۀ مناسب او را سریع به داخل تنور انداخت ، سرپوش سر تنور را گذاشت و چند وزنۀ بسیار سنگین هم بر بالای سرپوش گذاشت ... هر قدر که پری داد و بی داد کرد ، تا 24 ساعت درب تنور برداشته نشد . از جمله پری قسم می خورد که اگر علیمردان خان درب تنور را باز کند ، اسرار بسیار مهمی را برای او بیان می کند ... پس از اینکه تنور سرد شد ، به راهنمایی آن مرد دانا ، در داخلِ خاکسترهای تنـور ، سنـگی را یـافتند که با زدن آن به هر فلزی ، آن جسـم طلا می شد . به این ترتیب راز ثروت خانوادۀ گنجعلیخان که با اندکی از آن ، این همه آثار عام المنفعه در کرمان ، افغانستان و هندوستان ساخته شده است ، کشف شد و معلوم شد که برخلاف گفته های عده ای حسود و بدخواه ، این ثروت عظیم پولهائی نیست که کم کم و به زور از کشاورزان گرفته شده است ...

شهرت ثروت علیمردان خان و صندوقچه های مملو از طلای او ، و از همه مهمتر اینکه او سنگی به نام سنگ فارس دارد که به هر چیزی بزند طلا می شود ، بگوش شاه جهان ، امپراطور هند رسید . او علیمردان خان را دعوت و دربارۀ این سنگ پرسشهائی از او کرد و بالاخره او را با شمشیر به قتل تهدید کرد که تمام اسرار را فاش کند ... بقیۀ این ماجرای شگفت انگیز را در فرصتی دیگر و دراین سایت و یا در کتاب گنجعلیخان ـ تألیف روان شاد ـ باستانی پاریزی می توانید بخوانید .

در ارتباط با پریان ، بزودی و براساس منابع بسیار معتبر ، مطالب بیشتری در اختیار دوستداران مباحث فرا روان شناسی می گذاریم تا معلوم شود هم مطابق گفتۀ استاد بیات ، مباحث روحی و پاراسایکولوژیک از مطالب بسیار جالب و حاشیه ای هیپنوتیزم است ، و هم این نویسندۀ ضعیف به شهادت انبوهی از کتابها که در زمینۀ این مقولات نوشته ، نه با این مطالب مخالف است و نه در سنین کهولت جرئت و قدرت اینکار را دارم ، زیرا من به خوبی عواقب و عوارض مخالفت و عداوت با جنیان و پریان را می دانم .

آبشار آب پری در ارتفاعات البرز شمالی ، درکنار شهر باستانی رویان در مازندران