صفحه اصلی استاد علی بیات ، یک هیپنوتیزور بی نظیر - قسمت اول

استاد علی بیات ، یک هیپنوتیزور بی نظیر - قسمت اول

یادی از هیپنوتیزورهای مشهور معاصر

 

استاد علی بیات ، یک هیپنوتیزور بی نظیر

« قسمت اول »

اگر به اینترنت مراجعه کنیم ، تحت عنـوان علی بیات ، هیپنوتیزور ، بـا مطالب بسیار جالب و شگفت انـگیزی مواجه می شویم که یکی از جالب ترین آنها قسمتی از متن روز شمار : کتاب کارنامه و خاطرات سال 1366 « دفاع و سیاست » تألیف یا تدوین حضرت آیت الله رفسنجانی است که از سوی دفتر نشر معارف انقلاب چاپ و منتشر شده است که در اینجا تنها به بـازنویسی چند سطری از آن متن بسیار مفصل بسنده می کنیم که مرتبط با آقای علی بیات است و زیر تصویری نه چندان دقیق از حضرت آیت الله هاشمی، عیناً و به همین صورت در اینترنت وجود دارد :

درملاقات آیت الله هاشمی با متخصص هیپنوتیزم چه گذشت ؟ !

... شخصی به نام علی بیات ، از کارکنان ارتش را ـ که قدرت استفاده از هیپنوتیزم دارد ـ آوردند . دو نفر نوجوان همراه خودش آورده بود . او آنها را خواب کرد . آتش سیگار بر بدن آنها بی اثر بود . بدن آنها را مثل چوب ، خشک و مقاوم می کرد به گونه ای که سر آنها را روی یک صندلی و پای آنها را روی صندلی دیگر می گذاشت ، مثل چوب می ماندند و خم نمی شدند . دو نفر روی آنها می ایستادند . آنها را در زمان به عقب و جلو می برد و درباره مقاطع مختلف تاریخ سؤالاتی می کرد ، البته این موضوع خیلی اطمینان بـخش نبود . مدعی است با امـواج کار می کند و امراض عصبی را خوب می کند . باید بیشتر بررسی کنیم . برای اولین بار به چنین موردی برخورد کرده ام . دیروقت به منزل آمدم ...

 


نحوۀ آشنایی من با آقای علی بیات

نزدیک به 40 سال پیش، زمانیکه من پس از بازگشت از آمریکا و آشنایی با هیپنوتیزم در یک دوره آموزشی هیپنوتیزم در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه هاروارد، در چهارراه نظام آباد به تأسیس مطب پرداختم ، از اولین روزها با خانوادۀ محترم بیات که آن زمان در خیابان سبلان شمالی زندگی می کردند، آشنا شدم . در آن زمان آقای علی بیات جوانی بود خوش هیکل ، با تمایل آشنایی سریع با دیگران که چشمانی بسیار نافذ و قیافه ای بسیار جدی داشت ، کمتر می خندید و حتی بندرت لبخند می زد . یک روز که او کتابی را در زمینۀ هیپنوتیزم بر روی میز من دید ، بدون مقدمه شروع به صحبت دربارۀ هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی کرد و دربارۀ تسلط خود بر هیپنوتیزم و قدرت درمان خویش مطالب جالبی را مطرح کرد . از آنجا که در آن زمان مطب ها بسیار شلوغ بودند و صحبت با او وقت و فرصت زیادی می طلبید ، من از دوست جدیدم آقای علی بیات دعوت کردم که برای ارائه و اثبات حرفهای شگفت انگیزی که می زد ، فردا صبح به دفتر کار من که آن زمان سرپرستی 2 بیمارستان سرطان درکنار بیمارستان حضرت امام خمینی کنونی بود ، بیاید .

 

آشنائی مقدماتی و قبلی من با هیپنوتیزم

همانگونه که در چند صفحۀ مقدماتی ترجمۀ کتاب : هیپنوتیزم از حرف تا عمل تألیف والتر ب . جیسون که چاپ اول آن با شمارگان 3300 نسخه توسط مؤسسه انتشاراتی عطائی درسال 1378 چاپ و منتشر شده نوشته ام ، پدرِ مرحوم مادرم ـ شادروان احمد نورعلیشاهی با صرف وقت زیاد و صرف هزینۀ فراوان از یک عارف بزرگ ـ شادروان دکتر بکتاش ـ که از ترکیه به ایران و برای مدتی به اراک آمده بود ، با طیف گسترده ای از علوم روحی و هیپنوتیزم آشنا شده بود . من زمانی که دانشجوی سال دوم دانشکدۀ پزشکی تهران بودم ، دوبار درخانۀ  دکتر بکتاش با او و همسرش که مدتها با پدرِ مادرم محشور بودند ، ملاقات و صحبت کردم و بعدها مدتی با پسر دکتر بکتاش در وزارت بهداری آن زمان همکار بودم و بعنوان یک تصادف بسیار دلپذیر و خوشایند ، در یکی از دوره های آموزشی هیپنوتیزم پزشکی ، با نوۀ دکتر بکتاش که با عنوان خانم دکتر بکتاش دندانپزشک در آن دوره شرکت کرده بود ، آشنا شدم . به خوانندگان این نوشته توصیه می کنم که در اینترنت ، مطالب مربوط به فرقۀ عارفانۀ بکتاشیه را که به باور من در زیر مجموعۀ اهل حق و بیشتر متأثر از ادیان قدیمی آریائی یا ایرانی ، حتی پیش از دوران زرتشت هستند مطالعه کنند و درصورت امکان ، کتاب هیپنوتیزم از حرف تا عمل از انتشارات مؤسسه انتشارات عطایی را که مثل چند مقاله اخیر درسایت ـ هیپنوتیزم ایران ـ همین سایت ـ با عناوین : ماجـراهای کتــابی کمتر از یک صفحـه ، اسرار کشف یک کتـاب عظیم الجثه و مجهول الهویه و مواظب حفظ آبرو و ارزش آکادمیک انجمن هم ـ با زبان طنز و رمز نوشته شده اند ... مشاهده و مطالعه بفرمایید.

استاد علی بیات بر بالین بیماران سرطانی

به هیپنوتیزورهای غیر پزشک که معمولاً اطرافیان با عنوان استاد یا دکتر یاد می کردند ، ولی آقای علی بیات بیشتر از بسیاری از پزشکان قیافه ابهت و متانت یک پزشک را داشت و دارد . فردای آنروز صبح زمانی که من به دفتر بیمارستان سانترال رسیدم ، متوجه شدم که آقای بیات با اعمال شگفت انگیزی که انجام داده بود ، چند نفری را به شدت مسحور و مجذوب اعمال خود کرده بوده بود . یکی از این کارها که تقریباً همیشه در آغاز جلسات خویش ـ حتی در کلاسها ـ انجام می داد ، بیرون آوردن آرتیستی یک سیگار از قوطی سیگار طلائی ، آتش زدن آن با یک فندک مجلل و آنگاه پس از چند پک زدن به سیگار ، آنرا بین قسمتهای نرم و بسیار حساس انگشتان اشـاره و انـگشت شست خود قرار می داد و مدتها دراین حالت سیگار مشتعل را نگاه می داشت . بعد قسمتِ نرم انگشتی را که مجاور قسمت مشتعل سیگار قرار گرفته بود ـ و بسیار داغ و سوزان بود ـ بر روی پشت دست برخی از حاضران قرار می داد ... اکثراً پکی هم به سیگار می زد و از یکی از حضار ـ که معمولاً یک خانم مبهوت شده بود ـ درخواست می کرد که قسمت مشتعل سیگار را بر روی کرۀ چشم او بگذارد . واضح است که هرگز کسی جرأت انجام این حرکت را نداشت و شاید هرگز این کار انجام نمی گرفت ، ولی حالت ترس و ابهت سنگینی به مجلس می داد .

استاد علی بیات به شهادت عکسها و فیلمهائی که به ما ارائه می داد ، مطمئن می شدیم که همین جلسات نمایش پدیده های هیپنوتیزمی را در حضور سران و مشایخ کشورهای جنوبی خلیج فارس هم انجام می داد و حتی در جلساتی که من هم به عنوان یک ناظر و تماشاچی حضور داشتم ، درحضور عده ای از پزشکان متخصص و آکادمیک کشور هم همان آنها انجام می داد و درجواب پرسشهای مشتاقانۀ آنها ـ یا مثل گزارش موجود در اینترنت ، اظهار می داشت :

ـ من این کارها را فقط با امواج و انرژی مغزی خودم انجام می دهم

ـ من در دوره های آموزشی طولانی ، این قدرتها را از یوگیان هندی آموخته ام

ـ پس از تولد ، برای مدت 40 روز جفت ( پلاسنتا ) من از بدن مادرم جدا نشده و با قراردادن آن در یک بلندی ، مثل دیش های ماهواره ای انرژیهای کیهانی و آسمانی را جذب و برای تمام عمر ذخیره کرده ام ...

ـ بصورت ناشناس، در اطراف ما افرادی با انرژیهای خارق العاده وجود دارند که با تمرکز می توانند اشیاء سبک و سنگین ـ حتی یک قطار را متوقف و یا هواپیمائی را در آسمان منفجر کنند ... او معتقد بود که با پاس های مغناطیسی، گاهی او هم این کارها را انجام می دهد.

در میهمانی های متعددی که در منزل من و یا دوستان مشتاقم برگزار می شدند ، من برای هر چه بیشتر لذت بردن حضار مشتاق و مسحور ـ کلمه ای حرف نمی زدم و مانند دیگران تحسین کنندۀ دوست و میهانم بودم و خیال می کردم دراین مجالس ، هرکس به اندازه درک و فهمش این پدیده ها را تفسیر و توجیه می کند .

آقای علی بیات در بیمارستان سرطان سانترال ، با قدرت و دقت چند بیمار متاستاز داده ـ از جمله دارای متاستازهای بسیار دردناک استخوانی ـ را با تلقینات بعد از هیپنوتیزمی آرام و بی درد کرد که آنها توانستند نوبت مرفین تزریقی بعد را نگیرند و همچنان در شرایط آرامش باقی بمانند...

بیان شرح کارهای آقای بیات توسط منشی بیمارستان برای مادر و برادرهایش آنقدر جالب و هیجان انگیز بود که آنها برای دو شب دیگر آقای بیات و اینجانب را برای شام دعوت کردند . این جریان آنقدر بر روی این خانواده محترم تأثیر گذاشته بود که پس از مهاجرت آنها به انگلستان ، این همکار گرامی دو جلد کتابِ

1 ـ هیپنوتیزم علمی نوین

2 ـ بررسی علمی خود هیپنوتیزم

یکی از کتابهایی که در زمینه مباحث پاراسایکولژی که استاد بیات به آن ها بسیار علاقه نشان می داد و فراروانشناسی راشیرینی و ملاحت هیپنوتیزم تصور و تلقی می کرد

از آثار پروفسور ریچارد شروت را از انگلستان به ایران برای من فرستادند که بر اساس آنچه که در صفحۀ 9 مقدمۀ کتاب بررسی علمی خود هیپنوتیزم نوشته شده ، در بهمن 1366 این کتابها درجریان موشک پرانیهای عراق به ایران ، ترجمه ، تایپ و توسط مؤسسه اطلاعات چاپ شدند که تا این لحظه کتاب هیپنوتیزم علمی نوین که احتمالاً اولین کتاب علمی و جدی هیپنوتیزم در ایران بود که برای کلاسهای آموزش هیپنوتیزم پزشکان درایران ترجمه شده اند ، به چاپ نهم رسیده است و کتاب بررسی علمی خود هیپنوتیزم به چاپ هشتم رسیده است .

در دوره های اولیه کلاسهای انجمن هیپنوتیزم بالینی ، این کتاب و برخی از کتابهای دیگری که توسط اینجانب ترجمه شده بودند ، مورد استفاده دانشجویان که 100 درصد پزشک و دندانپزشک بودند ، قرار می گرفت . دراین کلاسها این افراد به عنوان مدرس شرکت داشتند :

1 ـ پرویز روز بیانی Ph.D. در روانشناسی و عضو هیأت علمی بیمارستان روزبه

2 ـ آقای علی بیات

3 ـ دکتر رضا جمالیان

به این ترتیب ، آقای علی بیات در تدارک و ترجمه اولین کتابهای علمی هیپنوتیزم و آموزش نسل های اولیۀ کلاسهای انجمن نقشی اساسی داشتند و هنوز همکارانی که در آن دوره ها شرکت داشتند ، به نیکی از استاد علی بیات یاد می کنند .

پایان قسمت اول