صفحه اصلی گزارش : اجرای دو پدیدۀ هیپنوتیزمی جالب درکلاس

گزارش : اجرای دو پدیدۀ هیپنوتیزمی جالب درکلاس

گزارش : دکتر رضا جمالیان

اجرای دو پدیدۀ هیپنوتیزمی جالب درکلاس

روز پنجشنبه 1394/7/17 درکلاس آموزشی انجمن هیپنوتیزم بالینی به لطفِ چند سوژۀ بسیار با استعداد ، پدیده هایی در حضور شرکت کنندگان شکل گرفت و یا اجراء شد که احتمالاً برای خوانندگان این نوشته جالب هستند .  استناد یا اشاره به پیدایش این پدیده ها در شرایط آموزشی و حضور نزدیک به 30 نفر از صاحبان مدارک دانشگاهی در این جمع ، به افراد مشکوک و دیر باور ، انگیزۀ بیشتری برای قبول آنها را می دهد :

با چشمان باز ، دیدن چیزهایی که وجود ندارند

و دیدن چیزهایی که در برابر چشمان باز آنها نبوده است

در تست چرخیدن چشم به بالا ، بنظر می آمد چند دانشجوئی که درجلوی کلاس بر صندلیهایی نشسته بودند ، از طیف یا درجات هیپنوتیزم پذیری بالائی برخوردار هستند . به یک دانشجوی پسر در شرایط قرار داشتن دریک خلسه ی عمیق هیپنوتیزمی تلقین کردم : 

[ من تا شمارۀ 3 می شمارم . در آن زمان چشمان تو باز می شوند ، ولی تو همچنان در شرایط خلسه باقی می مانی . با نگاه کردن به جلو ، متوجه می شوی که دریک جنگل و در برابر ساکنان یا حیوانات جنگل هستی . در آن زمان با اشارۀ من به هریک از آنها ، تو آنها را به من معرفی می کنی . ]

این فرد پس از باز کردن چشمانش ، دانشجوی بلند قدی را که به او نشان دادم زرافه ، دانشجوی چاقی را که در یک صندلی قرار گرفته بود ، فیل ، و دانشجوی دیگری را که روپوش زرد یا کرم پوشیده بود ، به عنوان شیر به من معرفی کرد .

توهم منفی و توهم مثبت

در تجربۀ فوق ، زمانی که یک دانشجوی بلند قد به دانشجوی مورد آزمایش نشان داده می شود و درجواب به این پرسش که [ این کی هست یا این چیست ] و فرد هیپنوتیزم شده می گوید : زرافه ! درحقیقت فرد هیپنوتیزم شده با یک توهم منفی ، فردی را که در مقابل او قرار گرفته نمی بیند و با کمک پدیدۀ توهمی مثبت ، وی را بصورت زرافه یا شیر مشاهده می کند . در موارد فوق و موارد مشابه ، تشابهی بین یک ویژگی فردی که در مقابل او قرار دارد و موجودی توهمی که آنرا بیان می کند ، وجود دارد . [ در موارد فوق ، به ترتیب قد بلند ، بدن چاق و روپوش زرد ... ]

تلقینات بعد از هیپنوتیزمی

به یکی از سوژه های هیپنوتیزم شده گفته شد که : [ آن دختره که درکنار تو نشسته ، تابلت و خودکاری را در اختیار دارد که در حقیقت به تو تعلق دارند . دو دقیقه بعد از آنکه تو چشمانت را باز کردی ، به او مراجعه می کنی و تابلت ، همینطور خودکارت را از او می گیری . در آن شرایط ، اصلاً به یاد تو نمی آید که این مطالب را من به تو گفته ام . بلکه احساس می کنی خودت این مطالب را می دانسته ای ... ] درمطب هم برای برخی از سوژه های هیپنوتیزمی که نسبت به استعداد هیپنوتیزم پذیری خودشان و یا اصولاً در قرار گرفتن در شرایط خلسه ـ که آنها این وضعیت را بصورت متفاوتی باور می کرده اند ـ در شرایط خلسه مثلاً تلقین می کنم :  « دو دقیقه بعد از آنکه چشمانت باز و به حالت بیداری عادی رسیدی ، احساس تشنگی شدیدی می کنی . دراین شرایط به آشپزخانۀ مطب می روی و از یخچال ، یک لیوان آب سرد بر می داری و یک لیوان هم از آن آب سرد را پر کرده و روی میز منشی مطب قرار می دهی» این جریان معمولاً درست بهمین صورت اجراء می شود ولی در شرایط عادی :

ــ  اگر بیمار تشنه باشد ، از دستگاه آبسردکن مدرن مطب آب بر می دارد ، نه اینکه به آشپزخانه که یک فضای خصوصی است ، برود .

ــ  اگر بیماری تشنه باشد ، برای پزشک یا منشی او عملی عادی است که به وی یک لیوان آب بدهند ، ولی هرگز بیماری به منشی مطب آب تعارف نمی کند .