صفحه اصلی مواظب حفظ آبرو وارزش آکادمیک انجمن هم بوده باشیم

مواظب حفظ آبرو وارزش آکادمیک انجمن هم بوده باشیم

نگارش : دکتر رضا جمالیان

مواظب حفظ آبرو وارزش آکادمیک انجمن هم بوده باشیم

در دو جلسه به فواصل 3یا4 ماه که اینجانب برای تعلیم وتدریس خود هیپنوتیزم به انجمن رفته بودم ، در جلساتی طولانی در حضور :

1-جناب آقای دکتر کامبیز عبقری

2- جناب آقای دکتر امیر هوشنگ باقری

3- جناب آقای محمد کاظم طباطبایی

4- جناب آقای مصطفی قادری

در آن جلسات،اینجانب پیشنهاد کردم بعلت کثرت اغلاط در نشریات انجمن،همکاران برای اینجانب فرصتی را درانجمن درنظر بگیرند تا حضورا مراتب به سمع ونظر آنها برسد،ولی آنها به علت کثرت مشغولیات همکاران – باوجود اصرارمن – با این پیشنهاد موافقت نکردند واظهار داشتند من عرایض خود را کتبا بنویسم . این مقاله که به علت کثرتِ اشکالات موجود تنها در یک کتاب طولانی شده ، همانطورکه مشاهده می فرمائید تمام آنها لازم هستند. حال بپردازیم به اصل قضیه :

بررسی کتابی با آرم انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران

این کتاب در48 صفحه متن و 7صفحه تبلیغات اداری باعنوان راهنمای خود هیپنوتیزم که ترجمه غیردقیق MANUAL  FOR  SELF - HYPNOSIS است ،در 1000نسخه با هزینه ی انجمن چاپ و منتشر شده است.

فقط در صفحات مقدماتی این اثر خطاها یا غلط های بسیار بزرگی وجود دارند که شایستگی قرار دادن عنوان انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی رابر روی جلد آنرا ندارد.به علت کثرت این مطالب نادرست ،بصورت خلاصه به عده ای از آنها اشاره می شود که این کار را با نگاهی گذرا بر روی پشت جلد شروع می کنیم.همانگونه که اشاره شد،کثرت مطالب نادرست و اشتباه برای کتابی که به عنوان نشریه یک انجمن علمی منتشر می شود،شایسته نیست.

* در عبارت یا فراز کوتاه : [نویسنده : دکتر کرایدون هاموند ]چند اشتباه بزرگ وجود دارند :

الف- کاربردعنوان (( دکتر )) مربوط به صاحبان مدرک MD یاپزشکان است و در کسانیکه پزشک نیستند ، عنوان دکتر آنهم بر روی یک کتاب که وابستگی به یک انجمن علمی را دارد، شایسته نیست.

 

 

ب- با توجه به مقالات وکتابهای زیادی که در آنها نام کوریدون هاموند نوشته یا چاپ شده،از جمله سطر اول از شناسنامه ی همین کتاب،غلط نوشتن نام یک مولف،خطا یا کم توجهی بزرگی است و اصولا غلط نوشتن نام یک فرد،نوعی بی حرمتی یا توهین به وی تلقی می شود.

ج- کاربرد عنوان نویسنده برای چنین آثاری نادرست است، واژۀ نویسنده شایسته ی قرار گرفتن بر روی جلد آثاری است که تمام آنرا آن نویسنده با نبوغ وقدرت خلاقانه ذهن خودش نوشته باشد،مثلا برای فردی که یک داستان و یا یک گزارش را نوشته،می توان از عنوان نویسنده استفاده کرد،ولی در متون علمی– از جمله پزشکی– حتی کتابچه ی کوچکی مثل این که متن آن یافته های ذهنی افراد متعددی است که مولف پس از برداشت یا انتخاب ،بین آنها الفت و پیوند برقرار کرده است و از ذهن خودش آنها را خلق نکرده ، شایسته برای استفاده از عنوان نویسنده نمی باشد.

در اینجا اشاره به دو مفهوم کاملا متفاوت از ویراستار لازم است:

* از آنجا که مولفین و مترجمین از جمله اینجانب معمولا تسلطی بر اصول نگارش از جمله صرف ونحو زبان فارسی نداریم ، طبق قانون برای استفاده از متن روان وصحیح، باید ترجمه های ما توسط فردی دارای مدارج تحصیلی در زمینه ی ادبیات فارسی تصحیح و تنظیم شوند. این کاری است که اینجانب در مورد تمام ترجمه هایم انجام می دهم و متاسفانه در این اثر به علت ساده اندیشی ویا خود ویراستار بینی، این موضوع موردتوجه قرار نگرفته است.

*  اکثرا بزرگانی مثل سادوک، کاپلان، هاریسون و..... که کتابهای درسی عظیمی به نام و اعتبار آنها چاپ می شوند، ممکن است فصول متعددی از کتابهای آنان توسط افراد متفاوتی با سلیقه های نگارش گوناگون تهیه شده باشند که در این شرایط مولف کتاب درسی برای یک دست شدن کتاب عظیمی که فصول متعدد ومتفاوت آن توسط افراد زیادی تدوین شده، این کار را انجام می دهند. ولی بر روی صفحات مقدماتی برخی از کتابها و از آن شگفت انگیز تر گاهی بر روی جلد بعضی از کتابها که توسط نشرهای غیر حرفه ای چاپ شده اند، برخی از افراد بناحق و برای تفاخر ودر حقیقت تحقیر مترجم یا مترجمین گاهی هم از چنین عناوینی به نادرستی و بر خلاف سنتهای تهیه ی کتاب، استفاده می کنند.

 

* بصورت خلاصه اگر خواسته باشیم که حق مطلب درست ادا شده باشد، باید روی جلد نوشته می شد:


مولف : کوریدون هاموند Ph.D

نه

نویسنده : دکترکرایدون هاموند

 

 

 

* هیپنوتیزم، خود هیپنوتیزم، یوگا .... در طبقه بندی فیزیولژیک جزءعکس العملهای ریلاکس شدن به حساب می آیند. در بسیاری از متون القای خلسه، بعنوان یک روش عمیقتر شدن خلسه هیپنوتیزمی وگاه بعنوان یک روش القای خلسه از ریلاکس شدن وشرایط ایجاد کننده ریلاکس شدن استفاده می شود.

طراحی روی جلد توسط دوست و همکار نازنین آقای مصطفی قادری تهیه شده است. با توجه به اینکه رنگهای قرمز تند به ویژه تصاویر رگه هاوشواهدی مانند رعد وبرق - آنهم بجای سفید از رنگ قرمز – استفاده شده، معلوم نیست طراح روی جلد چه هدف یا منظور خاصی داشته است؟ این طراحی جالب و ترسناک برای کتابهای با مضمون پاراسایکولژی که درباره ی ارواح، اجنه و یا دیوها بحث می کنند، مناسب تر است!

از سوی دیگر، عبارت مترجم : دکتر کامبیز عبقری با قرار گرفتن عمدی یا اشتباهی یا با بی توجهی بر روی افق خونین پائین پشت جلد، کنتراست یا تاریک و روشن کمی دارد و درنتیجه کمتر به چشم می خورد، در حالیکه عنوان : ناظر ترجمه : دکتر علی شریفی که حتی از عنوان مترجم اصلی چند میلیمتری بلندتر است، در پائین صفحه و در متن سیاه با درخشش، عظمت وابهت بیشتری به چشم می خورد و صادقانه اینجانب که 60 سال سابقه روزنامه نگاری حرفه ای دارم، هرگز با این بدعت یا نوآوری ]ناظرترجمه![مواجه نشده ام که آقای مصطفی قادری عزیز با هنر خود هر چه بهتر آنرا بر روی جلد کتابی نشان داده است.

البته به عنوان سخنان معترضه، اگر هم نوآوری ناظر ترجمه درست ولازم تشخیص داده  می شد، آیا بهتر نبود در صفحات داخلی کتاب نه بر روی جلد آن،این نوآوری یا بدعت آورده می شد؟ از سوی دیگر، همکار مهربان و بسیار مودب ما که ادب وتواضع او ماشاالله با اندام رستم صولت ایشان تناسبی ندارد، در هر حال از رئیس یا پرزیدنت خود می تواند انتظار تعریف و تشویق داشته باشد، نه عنوان تحقیرآمیز ناظر مترجمه که بصورت ضمنی این معنی ومفهوم را دارد که ]طرف[ به اندازه کافی ترجمه بلد نبوده و احتیاج به یک ناظر یا مراقب ترجمه داشته است.

نگاهی به صفحه داخل جلد

در بالای این صفحه عبارت محبت آمیز همکار گرامی جناب آقای دکتر کامبیز عبقری نسبت به این ناچیز نوشته شده که شایان نهایت تشکر و ذره پروی ایشان است.

اگر در صفحات ترجمه شده توسط خودِ ایشان نکته ای برای نقد و بررسی وجود ندارد و یا من بجز تحسین و توجه به کار یک همکار جوان وظیفه ای ندارم. ولی گروه بزرگی که در مسائلی جانبی این کتاب شرکت داشته اند، دچار اشتباهات بلکه اغلاط بزرگی شده اند که برای توجه و عبرت دیگران به برخی از آنها اشاره می شود، چه این غلط های فاحش بر روی لکه دار شدن آبروی آن انجمن علمی که هزینه چاپ و توزیع این اثر را داده، موثر است.

در این صفحه هم اشتباهات فاحش به چشم می خورند که بجز عنوان راهنمای خود هیپنوتیزم که ترجمه درستی از MANUAL  FOR  SELF - HYPNOSISنیست،این مطالب نادرست و اشتباه هم شایان توجه هستند:

* واژه [نوشته] به دلایلی که پیش از این ذکر شده نادرست ونابجاست و می بایست از اصطلاح [تالیف] استفاده می شد.

*  در یک سطر مطلب [دکتر کرایدون هاموند PHD. ] ماشاالله چند غلط بزرگ مشاهده می شوند:

- عنوان دکتر برای فردی که.ph.D دارد، مخصوصا در یک کتابی که ضرورت وجود آن در منابع درسی یک انجمن علمی یادآوری شده، صحیح نیست.

- واژه کرایدون یک غلط در نگارش نام یک دانشمند است که علاوه بر غلط بودن، نوعی بی احترامی به صاحب اسم است0

- PHD برای تمام کسانیکه با مقدمات مقالات و کتابهای علمی آشنایی داشته باشند، می دانند .ph.D صحیح است، نه PHD

- در عبارت [دانشگاه یوتا دانشکده پزشکی سالت لیک سیتی، یوتا] چند اشتباه یا بد فهمی رخ داده و چیزی به عنوان دانشکده پزشکی سالت لیک سیتی در این جهان بزرگ وجود ندارد و شکل درست چنین است:

[ دانشکده پزشکی دانشگاه یوتا، شهر سالت لیک، [ایالت یوتا]

صفحه شناسنامه کتاب

* در بالای این صفحه، هم نام و هم نام خانوادگی کوریدون هاموند در داخل کادر ودر سطر اول درست و صحیح عنوان شده است، ولی هنوز دو سطر پائین تر نرفته، در سطر کوتاه [نویسنده : دکتر کرایدون هاموند] در سایه عدم توجه 3 غلط در طرح واژه های : نویسنده به جای مولف، کرایدون به جاب کوریدون ودکتر بجای .ph.D به چشم می خورند.


* در بالای صفحه فوق و در داخل کادر، دوباره ترجمه ی غیر دقیق عنوان کتاب و تکرار واژه نویسنده به جای مولف بچشم می خورند.

مترجم، ب – شریفی، علی،

* در این صفحه 2بار نام آقای علی شریفی و یک بار هم نام دکتر علی شریفی ذکر شده که بصورت تعجب انگیزی یک بار

قید شده است که انشاالله غیر عمدی بوده است. راستی در اینجا، ذکر: [، مترجم – ب – شریفی، علی،] به چه معنی است؟ پس دکتر کامبیز عبقری چکاره است؟

12000ریال

*در داخل کادر، واژه های گنگ چه معنی و  مفهومی دارد؟ کسی متوجه این کلمه ها نشده است؟ ناظری برای این کارها وجود نداشته است؟

* همانطور که قبلا هم متذکر شدیم، در صفحه آرایی و حروف چینی هنرمندانه همکار نازنین در روی جلد- و بخصوص در پشت جلد – منظره یک نیمه شب پر وحشت را تداعی می کند! برای چندین بار تکرار و تکرار PHD بصورت نادرست را معلوم نیست بایستی به حساب مترجم، ناظر ترجمه، حروفچینی و یا سایر کسانیکه احیانا در این امر مهم شرکت داشته اند گذاشت؟

* در پائین ترین سطر از این صفحه، توجه به این مطلب تامل برانگیز است:

کلیه حقوق محفوظ و مخصوص مترجم است.

ضوابط نشر کتاب

تحت عنوان فوق، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قوانینی در مورد تخلفات و مجازاتهای متجاوز به حقوق فرهنگی – بدون اجازه مترجم یا نویسنده - و یا عالما و عامدا به نام شخص دیگری .... در 23 صفحه برای اطلاع پدیدآوران آثار فرهنگی – همینطور سارقان آثار فرهنگی – منتشر کرده که من مطمئن هستم یا انتظار دارم که اگر پس از فروش تمام نسخ چاپ اول این کتاب، کلیه حقوق مترجم یا قسمتی از آن بدون کسب اجازه (هرچند این کار در ایران معمول نیست ) توسط افراد دیگری – اعم از پزشک، دندانپزشک، روان شناس، ماما، پرستار یا مددکاراجتماعی مورد تجاوز قرار گرفت، جناب آقای دکتر عبقری با آن مهربانی و بزرگواری از گناه و عمل مجرمانه خاطی صرفنظر کند. چه ممکن است جوانی نا آگاه روی شور وشوق جوانی و کسب شهرت ویا فرد پیری که در تمام عمر خویش فرصت یا بضاعت تالیف یا تدوین اثری را نداشته، در پایان عمربه قول سعدی : [ای که 70رفته در خوابی  مگراین چند روزه دریابی]

به فکر تدوین یک اثر علمی افتاده باشد که بهر حال فکر خوبی است.

در صفحه بعد که به امضای همکار دانشمند جناب آقای دکتر سید علی احمدی ابهری است، امضای ایشان با عنوان رئیس هیئت مدیره نه هیئت رئیسه تحسین برانگیز است که به همکارانی که احیانا تشنه ی ریاست هستند، درس می دهند.

*معلوم نیست چرا بر روی یکی از کاغذهای مارکدار انجمن که این حکم نوشته شده، زیر بنام خدا، جمله انگلیسی، فاقد لغت علمی است.

* کمیته محترم آموزش انجمن، آیا همان کمیته ای است که زیر نظر همکار گرامی جناب آقای دکتر شهیدی است؟

*آیا پس از باز خوانی متن ترجمه توسط حضرات عالی [جناب آقایان دکتر علی شریفی و دکتر کامبیز عبقری]، باید هنوز این هم غلط فقط در صفحات مقدماتی این کتاب وجود داشته باشد؟

*آیا هیئت مدیره که برخی از آنان از برجسته ترین پزشکان متخصص ایران هستند، صحت علمی این کتاب از جمله مطالب صفحات مقدماتی آنرا که ما فقط اندکی به آنها توجه داشتیم، تایید کرده اند؟

* یادآوری ضرورت وجود این کتاب در منابع درسی انجمن افتخار و سعادت بزرگی است که نصیب همکار مهربان، مودب و بسیار دوست داشتنی اینجانب شده و در تمام عمر، کتابهای ترجمه شده توسط اینجانب از فیض آن محروم بوده وهست. امیدوارم در این سنین سالمندی برخی از ترجمه های این ضعیف حقیر هم پس از ویراستاری، مقدمه نویسی ویا نظارت بر ترجمه آنها توسط مقامات، این موقعیت افتخار آمیز را پیدا کنم که بگویم : ببین سعادت میخانه مرا ای دوست     خراب چونکه شود، خانه خدا گردد

پیشگفتار ویراستار

برای خلاصه نویسی، به ذکر نکاتی فهرست وار بسنده میکنم:

*مشخص نشده که این ویراستار محترم، آیا همان ناظر ترجمه است، یا شخصیت دیگری است.

* جلسه گروه متخصصین رشته های علمی نه به ابتکار، بلکه به دعوت جناب آقای دکتر منافی مرکب از روئسای دانشکده های پزشکی موجود در تهران، به دعوت ایشان در سازمان نظام پزشکی تشکیل شد، که این نقد نویس ضعیف هم در جزء مدعوین در آن شرکت داشت و ویراستارنویس و ناظر ترجمه این کتاب که به تصریح خود ایشان در پاراگراف پایانی این مقدمه پر بار وفاخر که به علت طولانی بودن، حروف چین نازنین، همکار خوبمان آقای مصطفی قادری فونت حروف این قسمت را ریزتر انتخاب کرده، علاوه بر سمت هاو مسئولیت ها ویراستاری کل کتاب، ویراستاری فارسی را هم به ایشان سپرده که ایشان باوجود سعی در بی غلط بودن کتاب و رعایت موازین نگارشی، همانطور مشاهده می کنید کتاب بدون غلط وبا مراعات موازین نگارشی منتشر شده ....در آن جلسه آن بزرگان ذهن هایی آلوده به خرافات و افسانه ها نداشتند و این نسبتها شایسته آن بزرگان نیست. من خیال نمی کنم هموطنان عزیزم که در تارخ اجتماعی خود در این چند هزار سال از کودکی مطالب زیادی را در باره دیوان، غولها، جنیان، آل ها، لولوها،غول بیابانی هاو... شنیده و با این داستانها بزرگ شده اند، از اسم هیپنوتیزم – همانگونه که نویسنده محترم پیشگفتار که در ضمن ویراستار این اثر هم هست مرقوم فرموده، دچار ترس و وحشت شوند.

* کتاب راهنمای استعارات وتلفیقات هیپنوتیزمی از انتشارات موسسه دیگری است که شایسته است برای کارهای ارزنده نهادهای دیگر، صاحب جدیدی پیدا نشود، عین صفحه شناسنامه آن کتاب در اینجا آورده می شود

نمیدانم آیا صدها یا هزاران افراد فرهیخته ای که در تدوین لغت نامه دهخدا شرکت داشته اند، خود را صاحب و نویسنده این اثر میدانند!

البته در تدوین این اثر، عده زیادی از بزرگان هیپنوتیزم ایران شرکت داشته و قطعا انجمن – بهتر بگوئیم اعضای انجمن – در ترجمه آن کتاب شرکت داشته اند که عده ای از آنها از اعضای هیئت های علمی و موسسات علمی بوده اند و خیال نمیکنم آن بزرگان جزء قصد خدمت در ترجمه این کتاب بزرگ، قصد تصاحب و مالکیت آن را داشته باشند.

اینکه آقای دکتر شریفی مرقوم فرموده اند : ((...انجمن [هیپنوتیزم] ابتدا ترجمه [ی] کتاب (( راهنمای استعارات وتلفیقات هیپنوتیزمی )) را منتشر نمود با شهادت فتوکپی های ارائه شده کذب محض است. شایسته نیست کتابهایی که به قول ایشان به علت  ... [نیاز به کتابهای فارسی معتبر در زمینه هیپنوتیزم ( علاوه بر کتابهایی که قبلا توسط پزشکان محترم پیشکسوت هیپنوتیزم ترجمه شده )] توسط دیگران ترجمه وچاپ شود، در شرایط فقدان قانون کپی رایت، نامهربانانه – ولی نه غیر قانونی – برخی از ترجمه های این حقیر توسط انجمنی که تمام اعضای آن از این موضوع اطلاع داشتند، به اسم انجمن چاپ و منتشر شود، در حالیکه در این 20 سال هیچ یک از کتابهای ترجمه شده پیشکسوتان ـ از جمله این ضعیف ـ که توسط مقدمه نویس و ویراستار محترم با مقدمه، ویراستاری ، نظارت بر ترجمه و یا سرپرستی گروه مترجمان انجمن مزین و موشح نشده، اجازه فروش در انجمن و یا اجازه ی حضور در  همایشهای آن را نداشته است.

نگاهی به مقدمه[ی] مترجم

همکار عزیز ومحترم با نقل قولی از :(( عالمان علم هیپنوتیزم ))، مطالب مقدمه شیوای خود را با دقت فراوان آغاز می کند و در ادامه به هاموند مهربانانه و با بزرگواری لقب [دکتر] می بخشد و اشاره به دانشکده [ی] سالت لیک سیتی می کند که در ایالات متحده آمریکا وسایر قسمتهای جهان فعلا وجود ندارد وانشاالله بعدا در صورت وجود اعتبار، ساخته می شود. گویا مترجمی ( معلوم نیست کدام مترجم ) بوده که به ناظر ترجمه توجه نداشته که به او بگوید منظور از دانشکده ی پزشکی سالت لیک، همان دانشگاه یوتا است که تصور کرده این دانشکدۀ پزشکی در آن شهر پر نمک وشور وجود دارد.

 

از اساتید محترمی یاد کرده اند که یکی بعلت بضاعت اندک علمی[نداشتن بورد تخصصی ونداشتن مقام دانشگاهی] شایسته و درست نیست که به این فرد عزیز و والا مقام استاد خطاب شود و همان عناوینی را که در صدر نامه ها و اعلانات خودشان مرقوم می دارند، کافی است.