صفحه اصلی هیپنوتیزم درمانی کاوش و پژوهش از طریق علائم ایدئوموتور

کاوش و پژوهش از طریق علائم ایدئوموتور

 


دکتر کوریدون هاموند .PhD

دانشگاه یوتا، دانشکده پزشکی

] تکنیک علامت دادن از طریق سیگنالهای ایدئوموتور با پیشاهنگی اریکسون معمول گردید و برای اولین بار چیک[1] به پالایش و تهذیب آن پرداخت. (چیک و لکرون 1968) به این ترتیب یک روش هیپنوتیزم درمانی سریع برای کاوش دینامیسم ها و عوامل اتیولوژیک ناخودآگاه پدید آمد. بیمار هیپنوتیزم شده ممکن است این گونه با این تکنیک آشنایی پیدا کند :

«همۀ ما یک ضمیر آگاه داریم، ویک ضمیر ناخودآگاه ، یک قسمت جلوئی ذهن و یک قسمت عقبی ذهن. ضمیر ناخودآگاه شما از همه چیز درباره شما و مشکل شما آگاهی دارد و در ضمن با آرشیو یا بایگانی ذهنی شما در ارتباط و از هر تجربه ای که در طول زندگی داشته اید آگاهی دارد . ضمیر ناخودآگاه می تواند از طریق یک کانال ارتباطی و به صورت نوعی از مکالمه با ما ارتباط برقرار کند. در این زمان من از تو می خواهم که از طریق ارادی و آگاهانه هیچ حرکتی را در انگشتانتان انجام ندهید. ولی شما خیلی ساده به ضمیر ناخودآگاه خودتان اجازه بدهید که بتواند یکی از انگشتان دست راست یا چپ خود را انتخاب کند که بعد بتواند از حرکت و بالا آمدن آن بدون کوشش و یا اراده به صورت علامت یا سیگنالی برای جواب آری استفاده کند. بنابراین به صورتی ساده در این زمان متوجه می شوی که یکی از انگشتان تو سبک تر می شود و کاملاً خود به خود به صورت مواج ودر شرایط شناور در هوا به بالا می آید ، درست مثل اینکه گوئی با یک نخ ، بادکنکی پر از گاز هلیوم را به آن انگشت بسته اند و دارد آن انگشت را به بالا می کشاند. حالا دقت کن تا متوجه شوی که کدامیک از انگشتهاست که شروع به سبک شدن و در نهایت حرکت کردن در هوا می کند.

]اگر پس از 20 تا 30 ثانیه جواب یا عکس العملی ظاهر نگردیده ، ممکن است تلقین را تــکرار کرد .[ « ضمیر نــاخـودآگاه تــو می خواهد یکی از انگشتان دستهای ترا- دست راست یا دست چپ- را انتخاب کند و از آن به عنوان سیگنالی برای «بلی» یا جواب مثبت استفاده کند. آن انگشت که از پیش یا هم اکنون هم در ذهنت انتخاب شده، در این زمان شروع به سبک تر شدن می کند. سبک و سبک تر و بالاخره شروع به حرکت، غوطه ور شدن و یا شناور شدن در هوا می کند. زمانی که یک جواب یا علامت به زحمت و یا به اصطلاح زورکی پدید آمد، مجری برنامه بهتر است که صبر کند تا این حالت شکل کامل تری پیدا کند، پیش از اینکه با تلقینات لفظی تصمیم به تقویت آن بگیرد  و یا ممکن است این تلقینات ارائه شوند: «کاملا درسته. این علامتِ شروع حرکت به بالاست. خوب دقت کن تا متوجه شوی که کدام انگشت است که سبک تر شده است. سبک و سبک تر (همزمان با لحظه دم فرو بردن). سبک و سبک تر حرکت به طرف بالا و بالاتر، من به خوبی می توانم آن را مشاهده کنم. (پس از اینکه عکس العمل انجام گرفت) خیلی خوب. حالا دیگر اون انگشت می تواند استراحت کند. تلقینات مشابهی را باید انجام داد تا به مشخص کردن انگشتی پرداخته شود که به عنوان علامت «نه» انجام وظیفه می کند و بــالاخره انــگشت دیگر یــا انــگشت سومی که پیــام «من نمی خواهم که جواب بدهم» را ارائه می دهد. و یا ممکن است که درصورت نیاز، به سادگی علائم دیگری را درنظر گرفت که برای جلوگیری از اتلاف وقت از شرح و بسط بیشتر آنها خودداری می شود. به این نکته مهم بایستی توجه داشت که لحن و زبان تلقینات نیاز به این دارد که جوابی غیرارادی (یا باوضعیت گسستگی) داشته باشد نه اینکه از سوژه بخواهیم که (به صورت ارادی) انگشت خود را به بالا بیاورد. اگر یک انگشت با یک حرکت صاف و سریع به بالا آمد ، این نوع جوابگویی حتما و همیشه یک وضعیت و ماهیت ارادی دارد. برعکس یک جواب یا عکس العمل ناخودآگاهانه همیشه با یک وضعیت آرام، حرکات تدریجی، با لرزش و با پرش هایی ظریف یا ضعیف خود را نشان می دهد. در این مورد که برای انجام این کار از دست راست، دست چپ و یا دست مسلط برای علامت دادن استفاده شود، عقاید و نظریات متفاوتی وجود دارند. برخی از افراد پیشنهاد می کنند که برای مشخص شدن این موضوع از بیمار بخواهیم که انگشتان دو دستش را در داخل یکدیگر فرو ببرد تا مشخص شود که در یک شرایط عادی و طبیعی شصت کدام دست در بالا قرار می گیرد. در این شرایط سعی شود تا علائم در همان دست شکل بگیرد و پیدا شود. مولف و بسیاری از افــراد دیــگر دستی را برای پیام رسـانــی درنظر می گیریم که بیشتر دیده می شود ، ولی به نظر نمی آید که در نظر گرفتن هرکدام از دستها درنتایج پاسخگویی تاثیری داشته باشد .

زمانی که پس از دقایق متعدد ازاصرار و تاکید انگشتی برای پرواز به بالا نیامد خیلی با ارزش است که این پرسش را مطرح کنیم: «حالا همچنان که تو در یک وضعیت خلسه باقی می مانی ، به شکل زبانی و بیانی به من بگو که در دست راست یا چپ خودت چه احساسی را داری؟» یک زمان ممکن است فرد آزمایش کننده متوجه شود که بیمار به صورت مشخص در یکی از انگشتانش حس مشخصی را تجربه می کند. هرچند که این انـگشت حرکت نمی کند و بــه بــالا نمی آید. در این شرایط به جای ارتباط ایدئوموتوری، به ارتباط از طریق علائم ایدئوسنسوری1 روی می آوریم. به این ترتیب که مشخص کنیم که آن انگشتی که حس خاصی را داشته،انگشت مربوط به جواب «آری» و یا «نه» بوده است. در این شرایط ممکن است که به بیمار آموزش داده شود که از این به بعد به صورت ارادی انگشتی را حرکت بدهد که در آن حس مشخصی پدید آمده است .

پس از برقراری سیگنالهای انگشتی، کندو کاو ممکن است با تلقینات زیرین شروع شود: «حالا من می خواهم در ارتباط با مشکلی که داری از ناخودآگاه تو برخی از سوالات را با نشانه حرکت انگشت بپرسم .»

پس از اینکه من پرسشی را مطرح کردم، به جای اینکه تو برای جواب آگاهانه به آن فکر کنی ، بارها و بارها متن سوال را در ذهنت تکرار و تکرار کن و بگذار که ناخودآگاهت کاملاً خودش و به تنهایی و به صورتی مستقل و از طریق حرکت انگشت به پرسش جواب بگوید و انواع پرسش هایی که در اینجا می آیند ، پس از آن ممکن است برای کاوش روانی مورد استفاده قرار بگیرند .

پس از اینکه چند جواب مثبت را به این طریق دریافت کردید ، ممکن است خیال کنید که ارتباط غیرکلامی و از طریق علائم ایدئوموتور می تواند بسیار پر زحمت بوده باشد، هرچند که جواب زبانی و کلامی هم در بسیاری از سوژه ها می تواند موجبات سبک شدن حالت هیپنوتیزمی را فراهم سازد. بنابراین ممکن است که خیلی به ندرت درمانگر درخواست یک جواب کلامی را داشته باشد. برای مثال پس از دریافت جواب بلی به مضمونی که موضوع خود تنبیهی را مطرح می سازد، درمانگر ممکن است تلقین کند «خیلی ساده به ضمیر ناخودآگاه خودت بگو که فکری را به ضمیر آگاه تو وارد کند که به علت چه واقعه یا جریانی است که تو خودت را تنبیه می کنی؟ و در شرایطی که همچنان در یک خلسه عمیقی باقی می مانی، به صورت کلامی اولین مطلبی را که به ذهن تو می آید بیان کن .»

دکتر فرانتس آنتون مسمر ( 1734 ـ 1815 م ) . درباره این پزشک نوآور نظرات متضادی اظهار شده است ، اما هیپنوتیزم نوین  توسط او و پیروانش بنیان نهاده شد که این دانش جدید را « مغناطیس حیوانی »  نامیدند . این تصویر از مجموعه انستیتوی تاریخ پزشکی وین است که توسط هانری ف . الین برگر به نویسندگان این کتاب هدیه شده است .



1- CHEEK. چیک و اریکسون تقریبا به صورت همزمان به امکان استفاده از سیگنالهای ایدئوموتور پی بردند. در آن زمان اریکسون مشغول فعالیت های علمی دیگری بود، بنابراین چیک ضمن پالایش ، از طریق برگزاریهای کارگاههای آموزشی در ایالات مختلف، به گسترش آن پرداخت. «مترجم»

1- IDEOSENSORY- بافکر کردن در زمینه ای مانند یک لیموی ترش برش داده.. ـ ترشحات بزاق ظاهر می شود. این یک پدیده ایدئو سنسوری است. «مترجم»