صفحه اصلی هیپنوتیزم درمانی سپر یا سدِ حفاظت کننده

سپر یا سدِ حفاظت کننده


اِرول ر.کورن[1]،
M.D.

موارد استفاده: این تکنیکی است که با این هدف طراحی شده که در افرادی که احساس می­کنند زیر بار انبوهی از فشارهای روانی در آستانه از توان و از پا افتادن هستند، کمک کند، تا این احساس­های منفی در آنان کاهش پیدا کند. این روش به خصوص برای بیماران بستری شده در بیمارستان و افرادِ شدیداً در معرض ناملایمات مفید است.

پس از القای خلسه از طریق تکنیک ریلاکس شدنِ پیشرونده، مطالب زیر برای بیمار ارائه یا گفته می­شوند:

« و حالا، اگر تو واقعاً تمایل داشته باشی که بیشتر راحت و زیادتر ریلاکس شوی ... اجازه بده که توجه تو متوجه و معطوف به نقطه­ای از بدنت بشود که تو احساس می­کنی که در بیشترین میزان آرامش و استراحت قرار دارد ... بسیار ریلاکس است ... تمام توجه خودت را در این زمان متوجه آن نقطه بکن ... دقت کن تا متوجه شوی که چه اتفاقی برای آن ناحیه افتاده که تا این اندازه راحت و ریلاکس شده است ... و زمانی هم که تو این اندازه از آرامش و وانهادگی را حس کردی ... اجازه بده که

این حس­های خوب به سایر نقاط بدنت هم انتشار پیدا کند ... ترتیبی بده که این ادراکات خوب بسط و گسترش پیدا کند و به ماورای این محدوده هم برسند ... تا بتوانند سایر قسمت­های بدنت را هم تحت تأثیر خوبِ خود قرار بدهند ... پس از لحظه­ای از این منطقه، آرامش مانند شعاع­های خورشید به اطراف گسترش پیدا می­کنند ... و یا از این منطقه­ی آرام، امواج آرامش چنان به اطراف بسط و گسترش پیدا می­کنند که پس از افتادن یک قطره آب به وسط آب­های آرام یک تالاب، امواج دایره­ای شکل به اطراف گسترش می­یابند ... باری، این حس­های آرامش به آهستگی به اطراف منتشر می­شوند و در نهایت به تمام نقاط بدنت- حتی تمام سلول­های اندامت- می­رسند ... بگـذار که تـمام سلول­های بدنت این احساسِ شگفت­انگیز و لذت­بخش آرامش را حس کنند ... و با هر لحظه­ای که می­گذرد ... این احساس در تمام سلول­های بدنت پرقدرت­تر و بارزتر می­شود ... و پس از اینکه تمام قسمت­های بـدنت در آرامش فرو رفت ... تو این امکان را فراهم می­سازی که این احساس به خارج از محدوده­ی کالبد مادی تو هم گسترش پیدا کند ... از تمام سوراخ­ها و منفذهای پوستی به خارج بسط و انتشار پیدا کند ... به خارج از پوست بدنت ... تا بتواند یک سپر دفاعی را در اطراف بدنت تشکیل دهد ... در این زمان این اجازه را می­دهی که این احساس آرامش تا افق­های دور بسط و انتشار پیدا کند ... خیلی دورتر از محدوده کالبد مادی تو ... و یا می­توانی آن را خیلی نزدیک خودت نگهداری ... مانند پوست دوم خودت ... زیرا این حباب یا هاله­ی حامی و حافظ، قسمتی از ساختار وجودی، سرشت، خلقت و آفرینش توست ...

 

تو می­توانی با آن هر کاری را که دوست داری، انجام دهی ... زیرا آن قسمت مهمی از سرشت و آفرینش توست ... موارد استفاده از آن نامحدود است ... آن می­تواند در صورت لزوم به عنوان یک فـیلتر عمل کند ، به صورتی که از ورود احساس­های منفی و نامطبوع به بدن تو جلوگیری کند ... بسیاری از چیزهای ناخوشایندی که در اطراف تو هستند ... حالاتی که برای تو ناخوشایند و ناراحت­کننده هستند ... ولی با این وجود این پرده یا فیلتر در مقابل احساس­های خوب و مثبت قابل نفوذ و تراوا می­باشد ... این هاله همینطور می­تواند به صورت یک آمپلی فایر یا تقویت­کننده هم عمل کند ... به این معنی که بر قدرت و توان شناختی تو تأثیر بگذارد ... همینطور، به دیگران هم این موقعیت و امکان را می­دهد که تو را خیلی بهتر بشناسند ... این پرده یا هاله می­تواند نامرئی بوده باشد ... و یا فقط برای تعداد اندکی از افراد قابل دیدن باشد ... و یا اگر تو بخواهی و اراده کنی، برای بسیاری از افراد قابل رؤیت بوه باشد و یا نباشد ... باری، تو می­توانی به هر صورتی که می­خواهی و دوست داری از آن استفاده کنی ... زیرا آن قسمتی از ساختار خلقتی و سرشتی تو می­باشد ... تو عملاً دوست داری که از این وسیله برای بسط و گسترش احساس آرامش و آسایش در قسمت­های مختلف بدنت، از آن بهره ببری ... این امکان را فراهم سازی که همانند یک انرژی تعالی بخش بر تمام قسمت­های بدنت تأثیر مثبت، سازنده و آرامش­بخش بگذارد ... و از همه مهمتر این امکان را فراهم سازی که پس از اشباع و سیراب کردن تـمام سلـول­ها و بافت­های بدنت ، به ماورای کالبد مادی تو هم بسط و گسترش پیدا کند ... تو می­توانی هر کاری را که دوست داری و یا به آن نیاز داری، با این هاله­ی انرژی انجام دهی ... در مواردی که لازم است، به آن وسعت و قدرت بدهی ... و یا آن را به صورتی درآوری که بتواند به سایر نقاط هم برود ... هر قدر که تو بیشتر از آن استفاده کنی، به قدرت و توانِ آن اضافه می­شود ... این قدرت و قابلیت را به صورت بیشتری حاصل می­کند که به اشکال و انواع مختلف در می­آید ... در این زمان، تو می­توانی آن را به هر اندازه­ای که می­خواهی درآوری ... آن را در هر کجا که مایلی، مستقر سازی ... متوجه شوی که چه کارهای زیادی می­توانی با آن انجام دهی ... به قدرت و قابلیت آن بیفزائی ... حالا کم کم این حالت آرامش سبک­تر و سطحی­تر می­شود ... به این زمان و این مکان برمی­گردی ... کاملاً هشیار و کاملاً جوابگو به هر پرسش و هر واقعه و یا حادثه ... » Source: Korn, E. R. , & Johnson, K. (1983). Visualization: The Uses of Imagery in the Health Professions. Homewood, Illinois: Dow Jones-Irwin, pp. 92-93. Reprinted with permission of publisher.



[1] ERROL R.KORN, M.D.